یادداشت؛
تراژدی خاندان پهلوی در تلخی و فساد
پس از سقوط سلطنت، خاندان پهلوی در تبعید و فساد غرق شد و مرگهای مشکوک، اعتیاد و انزوا سرنوشت تلخ آنها را رقم زد.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «تهران نیوز»، زینب حسینی جامعهشناس در یادداشتی نوشت: تاریخ، همواره شاهد سقوط قدرتهایی است که بر اساس اراده ملتها بنا نشدهاند. خاندان پهلوی، با وجود تلاش برای نمایش عظمت و شکوه، پایانی غمانگیز و اغلب تلخ را تجربه کرد که گویی نفرین بر میراثی بود که با خیانت به استقلال و انباشت ثروت از مردم به دست آمده بود. سرنوشت اعضای این خاندان، از تبعید و مرگهای مشکوک تا غرق شدن در فساد و اعتیاد، داستانی عبرتآموز از فرجام ستمگران را رقم زد.
رضاخان، بنیانگذار سلسله
سرآغاز این تراژدی، با تبعید خود رضاخان آغاز شد. او که با حمایت اربابان غربی به قدرت رسیده بود، سرانجام به جزیرهای در آفریقا رانده شد و در غربت جان سپرد. جسد او پس از سه سال به ایران بازگردانده شد، اما این بازگشت نیز پایان نبود؛ بعدها پیکر او مجدداً به مصر منتقل گردید، گویی خاک ایران پذیرای او نبود.
همسر اول رضاخان، تاجالملوک، به دلیل امتناع پسرش، محمدرضا، از پذیرش او، در شرایطی اسفناک در نیویورک درگذشت و در گورستان مخصوص بیخانمانها به خاک سپرده شد. ملکه توران، مادر غلامرضا پهلوی، نیز در یک آسایشگاه سالمندان در پاریس چشم از جهان فروبست. این پایانها، در تضاد کامل با جلال ظاهری دوران سلطنت، نمادی از انزوای پس از سقوط بود.
برخی از اعضا، به شکلی ناگهانی و پرابهام از صحنه حذف شدند. علیرضا پهلوی، که شباهت زیادی به رضاخان داشت و زمزمههایی از ولیعهدیاش بود، در آبان ۱۳۳۳ در سانحه هوایی کشته شد؛ حادثهای که همواره سایه تردید قتل توسط محمدرضا را بر خود داشته است. خواهر تنی محمدرضا، شمس پهلوی، در کالیفرنیا درگذشت و برخلاف سنت خانوادگی، طبق آیین مسیحیت تدفین شد و گور او ناشناخته باقی ماند.
فساد، انحطاط و پایان تلخ محمدرضا
محمدرضا پهلوی، شاه مخلوع، پس از ۳۷ سال سلطنت وابسته به غرب، مجبور به فرار خفتبار از ایران شد. فرجام او، بیماری سختی بود که منابع متعددی آن را ناشی از مصرف بیش از حد داروهای مختلف در دوران عیاشیها دانستهاند. او در نهایت به سرطان مبتلا شد و در مصر، مکانی که از پیشینیانش دور نبود، به هلاکت رسید.
فرزندان محمدرضا نیز از این چرخه مصون نماندند. لیلا پهلوی، در ۳۱ سالگی به دلیل مصرف ۱۷ قرص خوابآور، خودکشی کرد. علیرضا پهلوی دیگر، با شلیک گلوله به دهانش به شکلی مشکوک درگذشت؛ اتهاماتی مبنی بر برادرکشی نیز در این خصوص مطرح شد.
سرایت فساد و تباهی به نسلهای بعدی نیز ادامه یافت. غلامرضا پهلوی، به دلیل اعتیاد به مواد مخدر در پاریس درگذشت. محمودرضا پهلوی، که به فساد اقتصادی مشهور بود، بر اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر جان باخت و مخفیانه دفن شد. حمیدرضا، برادر هوسران محمدرضا، که فساد اخلاقیاش زبانزد بود، نیز در همین مسیر قرار گرفت.
فرزندان حمیدرضا نیز به سرنوشتهای تلخی دچار شدند: نازک پهلوی، بازیگر فیلمهای پورنوگرافی، در ۲۹ سالگی در پاریس در میان حواشی درگذشت و بهزاد پهلوی نیز بر اثر اعتیاد شدید به کوکائین در اسپانیا جان داد.
شهریار شفیق، فرزند اشرف پهلوی، که گفته میشود درگیر قاچاق عتیقه و مواد مخدر بود، در پاریس با شلیک گلوله کشته شد. حتی آزاده دختر اشرف، پس از اختلافات با شبکههای سلطنتطلب، به طرز مشکوکی در کالیفرنیا درگذشت. فاطمه پهلوی، دختر رضاخان، نیز در لندن بر اثر بیماری صعبالعلاج درگذشت.
نتیجهگیری
سرنوشت خاندان پهلوی، چه در تبعید، چه در انزوا، چه در مرگهای ناشی از خودکشی و اعتیاد، به وضوح نشان میدهد که ثروت بادآورده و مفتی، همراه با فساد اخلاقی عمیق، نه تنها ضامن سعادت نیست، بلکه میتواند به سرعت بنیان یک خاندان را از هم بپاشد. این سیر نزولی، مصداق بارز آیه شریفه قرآن است که هشدار میدهد:
«وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»؛ کسانی که ستم کردند، به زودی خواهند دانست که بازگشتگاهشان چه خواهد بود.
خاک ایران، ظاهراً نتوانست بار این همه ظلم و خیانت را بر دوش کشد و این خاندان را در انزوای غربت و تباهی رها کرد.
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!