کد خبر 647316
۲۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۲

دوران پهلوی مملو از جنایات و توطئه‌های ریزودرشت علیه ملت و منافع ملی ایران است. کسانی که با کمک مستقیم کشورهای غربی بر سر کار آمدند و برای ادامه سلطنت باید تا روزهای آخر به اربابان خود باج می‌دادند.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، مصطفی هدایی کارشناس مسائل سیاسی و رسانه در سلسله یادداشت‌هایی پرونده‌وار با عنوان «بازخوانی جنایات پهلوی» به تبیین دوران پهلوی پرداخت و نوشت: دوران پهلوی مملو از جنایات و توطئه‌های ریزودرشت علیه ملت و منافع ملی ایران است. کسانی که با کمک مستقیم کشورهای غربی بر سر کار آمدند و برای ادامه سلطنت باید تا روزهای آخر به اربابان خود باج می‌دادند. رضاخان میرپنج برای رسیدن به اریکه قدرت به نوکر چشم و گوش بسته بریتانیا تبدیل شد. پدر و پسر برای سلطنت به‌طور مشخص به انگلیسی‌ها وابسته بودند. ازلحاظ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، سیاست خارجی و ... اولویت اقدامات پهلوی جلب رضایت غرب بود. رضاخان به کمک انگلیس بر سر کار آمد و با دستور آن‌ها از سلطنت عزل شد. محمدرضا با نظر انگلیس، آمریکا و شوروی به سلطنت رسید و برای باقی ماندن در این جایگاه نیز  وابسته به قدرت اطلاعاتی و امنیتی انگلیس و آمریکا به‌ویژه در زمان کودتای 1332 بود. امری که باعث می‌شد تا رضاشاه و محمدرضا همیشه از سوی غرب تحقیر شوند و هیچ عزت‌نفسی برای آن‌ها به‌عنوان حاکمان ایران نمانده بود. تحقیر در کنار دادن امتیازات بی‌حدوحصر که «وابستگی حقارت آمیز» را ایجاد کرده بود. حقارت پهلوی‌ها در برابر غرب به قیمت سرکوب داخلی و فقیر نگاه‌داشتن مردم تمام شد. رضاخان در سال 1933 قراردادی به‌مراتب ذلت‌بارتر از دارسی با انگلیسی‌ها بست و عملا بخش‌های وسیعی از خاک ایران را به خاطر ذبونی و خواری در برابر انگلیس و به دستور آن‌ها به کشورهای ضعیفی چون عراق و افغانستان داد. این خفت و خواری شاهان پهلوی که به‌هرحال حاکمان ایران بودند و اعمال آن‌ها به‌طور مستقیم بر مردم نیز تأثیر می‌گذاشت، در ماجرای برکناری و تبعید رضاشاه نمود بارزی پیدا کرد. کسی که در داخل خفقان ایجاد کرده بود، با دستور چندخطی انگلیس و شوروی مجبور به کناره‌گیری و تبعید به یک جزیره دورافتاده شد. در 25 شهریور 1320 با نزدیک شدن روس‌ها به تهران، رضاشاه نگران برچیده شدن سلطنت پهلوی بود و برای جلوگیری از آن، راه‌حل محمدعلی فروغی که توسط انگلیس دیکته شده بود را پذیرفت. این‌که رضاخان ایران را ترک کند و روس‌ها و انگلیسی‌ها نیز از دستگیری و مجازات وی به خاطر نزدیکی به آلمان چشم‌پوشی کنند و به‌جای انقراض پهلوی پسر 22 ساله او را بر تخت بنشانند. وی با تحقیر از کشور خارج شد و به جزیره بد آب‌وهوای موریس در آفریقای جنوبی فرستاده شده بود. او که در 20 سال سلطنت ادعای تشکیل ارتش قوی را داشت، حتی نتوانست یک روز هم در برابر انگلیس و روس‌ها مقاومت کند و ایران به اشغال این دو قدرت درآمد. اشغالی که به بهای تحقیر ملت ایران تمام شد و قحطی بزرگی را به دنبال داشت. در دوره پهلوی دوم این حس تحقیر و خودباختگی به‌شدت بیشتر و در برابر آمریکا ادامه پیدا کرد. در اولین سال‌های سلطنت محمدرضا و حضور متفقین در ایران، وی را به‌عنوان میزبان به نشست سران انگلیس، روسیه و آمریکا راه ندادند. آن‌ها بسیار تحقیرآمیز با شاه ایران رفتار کردند و در حد نوکر هم قبولش نداشتند. از کودتای 28 مرداد سفارت انگلیس و آمریکا به‌طور مستقیم در عزل‌ونصب‌های دربار پهلوی نقش داشتند. براساس خاطرات حسین فردوست: «افرادی که به وزارت و وکالت و سفارت و سایر مشاغل مهم و پول‌ساز می‌رسیدند در همه این افراد وابستگی به سیاست انگلیس و آمریکا بود.» فردوست در بخش دیگر از خاطراتش از سرسپردگی شاه به غرب به موضوع اصلاحات ارضی اشاره می‌کند که یک طرح کاملا آمریکایی بود و به وابستگی بیشتر ایران انجامید: « درنتیجه سیاست اصلاحات ارضی، قنوات رو به خشکی رفت و دهات تقسیم‌شده رو به خرابی گذارد. رعیت سابق هم با امکانات کم و اراضی کوچک و قطعه‌قطعه نتوانست تولید کند و از حمایت مالی مالک هم برخوردار نبود. همزمان با فقر روستائیان، انواع پروژه‌های دولتی با دلارهای نفتی شروع شد و روستائیان فقیر را جذب شهرها و مناطق پروژه‌ها کرد. این دقیقا یک طرح آمریکایی بود که ایران را محتاج واردات گندم از آمریکا نماید که عملی هم شد. ملاحظه می‌شود که آمریکایی‌ها راه‌های متعددی برای ایجاد بازار فروش محصولات خود دارند و «اصلاحات ارضی» محمدرضا، یکی از این راه‌ها بود.» تحقیر و خودباختگی شاهان پهلوی در برابر غرب یکی از پایه‌های اصلی انتقاد انقلابیون و به‌ویژه امام خمینی (ره) بود. ایشان در بیاناتی می‌فرمایند: « شاه در برابر بیگانگان به‌ویژه آمریکا بله‌قربان‌گو بود و این را من مکرر گفته‌ام و ازبس‌که متأثرم بازهم پیش شما عرض می‌کنم که من وقتی عکس شاه را پهلوی جانسون دیدم که جانسون عینکش را برداشته و از این‌طرف دارد چشم‌هایش آن‌طور می‌کند و نگاه می‌کند و به او نگاه نمی‌کند و او آن‌طرف میز او سر جای خودش ایستاده بود او آن‌طرف میز او ایستاده بود مثل یک بچه‌مکتبی که ایستاده پیش معلمش (کرنش ) می‌کند.» انتهای پیام/*
کد خبر 647316

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

تبلیغات

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =