کد خبر 6425
۲۴ آذر ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۱
چند سال قبل در زمان تحصیل در دبیرستان به واسطه یکی از همکلاسی هایم به جلساتی دعوت شدم که در ذیل مجلس، من و تعدادی جوان کم سن و سال بودیم و صدرنشین مجلس، افرادی بودند که نسبت به همه چیز انتقاد داشتند
 به گزارش پایگاه خبری آفتاب ری به نقل از سینماپرس، آنها رفتارهای حاکمان سیاسی وقت را قبول نداشتند و در انتقاد از مسوولان اجرایی کشور از عبارت «سکولار» استفاده می کردند. به نظر آنها رفتار آن روز مسوولان اجرایی کشور در نقطه مقابل ارزش هایی بود که آنها در طول سال های دفاع مقدس برای حفظ آن جنگیده بودند. از نظر فرهنگی نیز آنها کاملا منتقد فعالیت های فرهنگی بودند. نسبت به روزنامه ها، مجلات، انتشاراتی ها، سینما و... دیدگاه های انتقادی داشتند و چهارچوب ها و معیارهایی را از سینما و هنر مطلوب ترسیم می کردند که تا امروز ، شخصا نتوانسته ام ما به التفاوت مناسبی برای آنها در عالم واقعیت پیدا کنم. حضور من در جلسات آن دوستان مدتی ادامه یافت و چند باری هم در برخی دفترهای کاری ملاقاتشان کردم. امروز گاهی آن دوستان را در تصاویر مربوط به راهپیمایی و تجمع علیه فیلم ها و محصولات فرهنگی می بینم. گاهی نیز در دفتر آنها به ملاقاتشان می روم. وضعیت این دوستان نسبت به گذشته تفاوت زیادی کرده است. به جای اتاق های تاریک و غبار گرفته این روزها برخی از آنان را در دفاتری شیک و با سلیقه ملاقات می کنم و به جای چای های بدطعم، در کنار هم نوشیدنی های گیاهی و دمنوش های میوه ای می خوریم. برخی از آنها امروز صاحب موسسه، سایت، رسانه و دفاتر تولید محصولات فرهنگی هستند اما همچنان نسبت به شرایط فرهنگی جامعه انتقاد دارند و به دنبال آرمانشهری هستند که خود نیز هیچ مصداقی برای آن ندارند. آنها در صحبت های رسمی و غیر رسمی خود اذعان می کنند که سینمای کشور را قبول ندارند، صدا و سیمای ایران را قبول ندارند و به همه چیز و همه کس انتقاد دارند. حتی سریالی مانند مختارنامه، شوق پرواز و کلاه پهلوی هم مورد تایید این دوستان نیست. زمانی هم که دغدغه ها و دیدگاه های آنها در این عرصه شکل «عَمَلی» به خود می گیرد و در قالب اثری متبلور می شود، حاصل کار آثاری ضعیف و سفارشی از آب در می آید که خودشان هم به آن انتقاد دارند! افراد معدودی مانند «مسعود ده نمکی» هم که از دل این جریان وارد عرصه سینما شد، با شدیدترین انتقاد از سوی این افراد مواجه شده است. راستش را بخواهید در طول سال های گذشته و در حین حضور در پروژه های مختلف سینمایی و تلویزیونی بارها دیدگاه های این دوستان را با خودم مرور کرده و تلاش کرده ام امکانی برای تطبیق آن دیدگاه ها با شرایط واقعی پیدا کنم و البته، هر بار ناکام تر از قبل بوده ام! مثلا یکی از انتقادهای این افراد به سیستم تولید فیلم و سریال در ایران این است که چرا مثلا «شبنم قلی خانی» بازیگر نقش مریم مقدس بعد از ایفای نقش در این فیلم به سراغ آثار سینمایی دیگر رفت و در آن فیلم ها بازی کرد؟ این روزها که این دوستان در انتقاد از فیلم « من مادر هستم » تظاهرات می کنند و برای جلوگیری از نمایش فیلم مقابل ارشاد تحصن می کنند، بیش از گذشته دیدگاه های آنها ذهنم را درگیر خود کرده است. می توانم فهرستی از فیلم سازانی که این دوستان به آنها تعلق خاطر دارند را ردیف کنم که با وجود دریافت پول و امکانات خوب، حتی در حوزه ایثار و شهادت ـ که مهم ترین دغدغه این دوستان است ـ کار خوبی تولید نکردند. می توانم فهرستی دیگر از فیلم سازانی را ردیف کنم که روزی با دغدغه های این دوستان از سینمای جنگ کار خود را آغاز کردند و بعدها به دلیل برخوردهای نامناسب همین دوستان سر از «سینمای دختر و پسری» در آوردند. می توانم حتی از مجموعه افتخارهای افرادی که مورد انتقاد آنها هستند، فهرستی تهیه کنم. اما از حاصل تمامی این سال ها به یک نتیجه مطمئن رسیده ام و آن اینکه این دوستان به جای آنکه چهارچوب هنر و سینما را بشناسند و مطابق آن توقع خود از سینما و تلویزیون را تعریف کنند؛ با درک ناقص و نادرست از سخنان شهید بزرگوار سید مرتضی آوینی، برای خود تعریفی از سینما ساخته اند که نه با دیدگاه و نگاه آن شهید بزرگوار تناسب دارد، نه با اقتضاهای این هنر و نه با شرایط روز! همان کسانی که مرتضی آوینی در زمان حیاتش کم از دستشان زجر نکشید. اصرار فراوان آنها بر دیدگاه هایشان هم سبب می شود در عمل و گاها با وجود برخورداری از امکانات مناسب، فیلم خوبی تولید نکنند، نسبت به فیلم های دیگر متعرض شوند و روز به روز هم دوستان و فیلم سازان محدود موجود در گروه خود را از دست بدهند. در نهایت نیز با اعتراض های غیرهنرمندانه! این دوستان تبدیل به سوژه داغ خبرگزاری ها و رسانه های داخلی و خارجی می شوند و به فضای پُرتنش سینما دامن می زنند. به عبارت ساده تر این دوستان می دانند با چه چیزی مخالفند اما درخصوص آنچه با آن موافقند، تعریف دقیقی ندارند. من اگر جای این دوستان بودم، برای اعتراض به فیلم «من مادر هستم» به جای برگزاری تجمع در مقابل وزارت ارشاد، با یک پلاکادر مقابل سینما می ایستادم که روی آن نوشته شده بود: «اگر به حفظ بنیان خانواده علاقمند هستید به تماشای این فیلم نروید»! آیا به نظر شما این شیوه اعتراض هنرمندانه نیست و بهتر از برگزاری تجمعی که سوژه دوربین های موبایلی شود نیست؟ این دوستان این روزها در عرصه مصاف با محصولات فرهنگی ناسالم ـ تعبیری که خودشان درباره فیلم های مورد اعتراض به کار می برند ـ به غیر هنرمندانه ترین و اشتباه ترین شیوه ها متوسل می شوند. در این میدان جنگ برخی خاکریزها را تصاحب می کنند اما وقتی نوبت به تثبیت این موقعیت های فتح شده می رسد، دست خود را خالی از محتوا می بینند. سینما و تلویزیون چهارچوبی است که بیش از قدرت فتح، نیاز به تدبیر و برنامه ریزی دارد و اگر این دوستان امروز هم برای ورود به این عرصه تصمیم بگیرند، می توانند با درک درست مدیوم سینما و تلویزیون در آینده آثار هنری قابل تاملی تولید کنند اما ادامه چنین اعتراض هایی به همان اندازه می تواند فایده داشته باشد که اعتراض به فیلم های دهه هفتاد از سوی آنها فایده داشت.
کد خبر 6425

تبلیغات

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =