کد خبر 5012
۸ آذر ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۷

برای درک موضوع شاید بهتر باشد آن نقل را با هم مرور کنیم که همان فردی انگشت سید الشهدا را برای یک انگشتر در کربلا برید که روزی همین فرد با معجزه امام حسین علیه السلام از مرگ و یا قطع دست نجات یافته بود.

سخن کوتاه آنکه روزی در طواف کعبه مردی دستش را بر پشت زنی زد و دست او بر بدن آن زن چسبید ، دست جدا نشد تا امام را به قضاوت دعوت کردند ، همین امام آن روز با واسطه شدن نزد خدا و البته کسانی که قصد مجازات وی را داشتند ، باعث شد تا او رهایی یابد ، اما همین مرد روزی در کربلا انگشتی از سید الشهدا برای یک انگشتر برید.

این فرد چگونه یزیدی شد؟

قطعا نمیتوان برای چنین افرادی این فرد را مد نظر قرار داد که او و امثال او نمیدانستند امام معصوم یعنی چه کسی با چه ویژگی هایی و چه جایگاهی نزد خداوند متعال ، بلکه بر عکس حتی میتوان قاطعانه ابراز عقیده کرد که حتما او و امثال او میدانستند که حسین علیه السلام چه کسی و چقدر مکتب و فکر و روح و رفتار او نزد خداوند متعال محترم و والاست ، اما چرا او یزیدی شد؟

چرا کسان دیگری که در سپاه دشمن بودند و بر امام تیغ گشودند نخواستند فکر کنند با کسی که میجنگند واقعا چه کسی است؟

پاسخ هرچه باشد از مساله روزگار ما دور نیست و از مساله ای که به آن مبتلا هستیم جدا نیست.

سالهاست که عده ای از بندگان زور و پول و شهوت و جنون با تشکیل کانونی پرمفسده و سرشار از زشتی کار را بر دلسوزان این کشور سخت کرده و اصحاب رنجش خاطر رهبر عزیزمان را به بهانه های مختلف فراهم میآورند که یکی از کانونی ترین این اقدامات را در جریان فتنه 88 شاهد بودیم.

عده ای که خوب میدانستند این انقلاب یعنی احیای یک جنبش تاریخی هزار ساله و این انقلاب یعنی هزار سال شلاق خوردن و تحقیر شدن شیعه و این انقلاب یعنی انتظار تمامی کسانی که در سلول های نمور و تاریک جان دادند و اتفاقا همانانی که میدانستند خیانت به این انقلاب یعنی خداحافظی با خط حق و حقیقت ، تیغ بر چهره عقاید سابقشان کشیده و آن ماجرای تلخ عاشورای 88 را آفریدند.

حالا چه کسی مانده که نداند در این جریان چه کسانی نقش محوری را داشتند و چه کسانی در سرشاخه های نازک و آسیب پذیر نشسته بودند و البته با تکانی بر زمین ریختند.

دلبستگان به مکتب یزیدی همچنان در سایه سار سکوت و درپناه دو رونگی و ریاکاری ، کنج عافیت طلبیده و مشتی جوان خام را به جلو انداخته و سرنوشتشان را با مسائل گوناگون دست به گریبان ساختند.

این شد که عده ای یزیدی شده پرچم سید الشهدا را در روز عاشورا به آتش کینه از عدالت و پاکی و نور ولایت در آتش سوزاندند.

اینان که خیال ندارند روزی بیدار شوند و روزی نگاه کنند که در نهایت امر این مردم با آن یزیدی شده ها نخواهند ساخت و این روش نا صواب را بر نخواهند تافت ، چرا که مکتب تفاخر و غرور و ظلم جایگاهی در دل های زنده شده به نور ولایت ندارد.

این افراد را شایسته است یکبار هم شده به قضاوت رفتار و اعمال خود بنشینند و خاطرات خوش دینداری از دست رفته شان را مرور کنند.

یادمان باشد تا یزیدی شدن راهی طولانی نیست ، شاید ما هم روزی صید این طریقت شوم شویم و شاید شمایی که شده ای لحظه ای برای بازگشت فرصتی داشته باشی.اگر چه بودند کسانی که وقتی ستم بر امام را دیدند اشک ریختند و باز هم به جنایت علیه شریعت ادامه دادند.

 رویداد ،

کد خبر 5012

تبلیغات

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =