یادداشت/

پابوس آفتاب توس

  • کد خبر : 598178
  • ۱۲ تیر ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۸
پابوس آفتاب توس

امروز تمام عاشقان، همنوای با هستی، نام زیبای رضا را زمزمه می کنند و آن سوتر، تبسّم بر لبان تندیس رأفت نشسته است. زبان ها مهّیای یا رضا گفتن و جان ها مهد مهتاب مِهر مولایند.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، سید مسعود علوی در یادداشتی نوشت: امروز تمام عاشقان، همنوای با هستی، نام زیبای رضا را زمزمه می کنند و آن سوتر، تبسّم بر لبان تندیس رأفت نشسته است. زبان ها مهّیای یا رضا گفتن و جان ها مهد مهتاب مِهر مولایند. دل های اهل «الست» برای «بلی» به ولای رضا، آنات را لبالب از تلواسه کرده اند. امروز ستاره ی امیدِ احیای عشق از افق مدینه می تابد و تا مشهد، با سپیده و یاس، آذین می شود. امروز نه مدینه و مشهد، که تمامت خلقت به خاک وَجد و وصال ولایت، جبین می سایند و به دیدار ضامن عاشقان می رسند. یا علی بن موسی الرّضا! به لحظه ی ولادت و به نور سیمایت سوگند؛ ما بهشتی جز نگاه عنایت تو نمی خواهیم و بر عهد دیرین خویش بر ولایت آل علی پایبندیم و آنی به پنجه ی تردید و نسیان، رخسار نمی افکنیم.

اینک؛ رحل دل گشوده، هم آوای عاشقان توس، نام زیبای رضا را به لحن سرخوشان موسم ذی القعده، تلاوت آغازیم. رازهای سینه نشین، امروز با ولایت عهد علی، توان، گفتن و حدیث سلسله ی هور و حصن نور، از شکوفه های لب های یار، بشنیدن.

روح من، راح راهیان و رحیق مِی پرستان و رضوان رضاجویان، تویی که رقیم لوح سرشت منی یا اباالحسن!

رواق حریمت رشک قدسیان و قبله ی قائمین و محراب معتکفان، آنگاه که رخسار به دیدگان نماید، کبوترِ جان از قفس تنگ تن وارَهاند.

روزگاری است که دلبسته ی آن گنبد زرّین، نه من، که خیل خداخواهانند.

روایت ضریح تو و دست اهل نیاز و گونه های خیس، محفل آرای هر آشنای با رنج است. رسول صبای صبح و ایاز عصر، امروز عطر دل انگیز آستان قدس امام رئوف را به جانب دلشدگان ولایت به ارمغان آورد.
راهیان توس و زائران انیس نفوس! خوشا لحظه های سبز حضور شما در بهشت میهن و مرقد نور.

رقص غنچه های ارادت و عشق در نسیم عنایت یار، تماشایی است.

رمیده دلم، رنگ روی من گویاست که تاب لحظه ای هجر ضریح ثامن الحجج نیاورم. دریغا که یارای حضور هماره در حریمت نیست. کاش غبار قدوم زائرین تو بودم ای ضامن دلخستگان زمین و مأمن آسمانیان!
مهرورزی تو با میهمانان حریم عرشی ات، شهره ی شهرها و دیارهاست. رهسپاران حرم قدسی ات به تو محتاجند و مشتاق. حرم تو قبله ی حاجات و زیارتت سبزترین لحظه ی مناجات است. عزّت ما از روشنایی آستان پرفروغ توست.

امروز، صبای دل را با عبیر ارادت به جانب شمس شموس روان کردم و جان نیز بی اجازت یار، راهی شد. امروز می خواهم در پای جمال گُل، پرپر شوم. امروز، شمع شعف در شبستان آرزوهایم فروزان شده و آهوی رمیده ی اشتیاقم ضمانت دلدار می جوید. امروز وصال دست قنوت، با ضریح زیبای رضا، نیاز را به ضیافت سحاب سخاوت می خوانَد. امروز، آوای اذانِ اهل راز از گلدسته های صحن خلوص می خیزد و جماعت رضاجویان برپاست.

رضاجان، پناه ضعیفان و هادی انس و جان! روشنای وجود با جلالت توست که در همهمه ها و هنگامه ها، نور بصیرت به اندیشه ها و اراده ها می افشانَد و در راه فردای ما مشعل شرافت، می افروزد و رایت عزّت، می افرازد.

ای کلید حصن لا اله الا اللّه!

ای ولیّ عهد عشق و مولای عاشقان!

ما را هماره سرافرازی بخش و نصرت و بصیرت عطا فرما!

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=598178

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.