نفحات نفت در سودان جنوبی ؛ استقلالی که بلای جان سودان شد

  • کد خبر : 524446
  • ۲۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۹
نفحات نفت در سودان جنوبی ؛ استقلالی که بلای جان سودان شد

داستان سودان و جنگ داخلی این کشور می‌تواند درس عبرت خوبی برای ملت‌های منطقه باشد که دستهای پنهان فقر سیاسی، اجتماعی و دخالت خارجی را به خوبی به نمایش می‌گذارد تا انتهای تئوری استقلال مشخص شود.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، جنگ در سودان قدمت سی و اندی ساله دارد و انگار قرار نیست این سرزمین نفت خیز روی آرامش به خود ببیند بلکه فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود. از سال ۱۹۸۳ تا ۲۰۱۱، جدایی طلبان جنوبی در این کشور پهناور آفریقایی با دولت مرکزی این کشور در جنگ بود اما بلاخره سال ۲۰۱۱ این درگیری به پایان رسید و جنوبی‌ها موفق شدند حکم جدایی خود را بگیرند تا سودان ۸۰ درصد نفت خود را از دست بدهد. استقلال سودان جنوبی پایان جنگ در این سرزمین نفرین شده نبود بلکه درگیری‌ها در بخش نفت خیز که موفق به استقلال هم شده بود مدتی آغاز شد. قسمت شمالی سودان اما دلخوش به امنیتی بود که اوایل تابستان امسال آن هم از دست رفت و عمر البشیر بعد از ۲۶ سال و با دخالت سعودی و امارات کنار رفت.

آغاز درگیری در سودان

درگیری‌های ادامه دار و ۳۶ ساله در سودان که یک کشور نفت خیز و ثروتمند در شاخ آفریقا به حساب می‌آید این سوال را ایجاد می‌کند که علت این درگیری‌های داخلی چیست؟ نقش قدرتهای خارجی در این تنشها به چه میزان است و تا چه اندازه بحث فرهنگی در این زمینه نقش دارد؟ برای یافتن پاسخ این سوالات کافی است تا به تاریخ این درگیری‌ها و ساختار اجتماعی و فرهنگی این سرزمین آفریقایی نظر کنیم تا دلیل اصلی این مسئله را کشف کنیم.

بحران در سودان از سال ۱۹۸۳ کلید خورد و استارت آن با حدود ۵۰۰ نظامی سودانی بود که در جنوب سودان زندگی می‌کردند و به وضع اقتصادی این منطقه اعتراض داشتند. آن روزها سودان توسط جعفر النمیری اداره می‌شد و رئیس جمهوری وقت سودان، سرهنگ جون گرنگ را برای سرکوب اعتراضات و کنترل اوضاع به جنوب فرستاد اما این فرمانده ارتش سودان به مخالفان پیوست تا آتش جنگ و درگیری در این بخش بالا بگیرد و جون گرنگ به رهبری مخالفان برسد.

 

حضور این فرمانده ارتش سودان در جبهه جدایی طلبان و پشتوانه قبیله‌ای جون باعث شد تا وی بتواند در مقابل دولت مرکزی ایستادگی کند و می‌توان گفت که استقلال بخش جنوبی تا حدود زیادی مدیون تلاشهای جون بود. مقاومت مردم سودان جنوبی تا سال ۲۰۰۵ و تحت رهبری گرنگ ادامه داشت تا این که دولت مرکزی حاضر شد تا حقوق این مردم را به رسمیت بشناسد و این نظامی کهنه کار که حالا به درجه ژنرالی هم رسیده بود به عنوان معاون اول عمر البشیر معرفی شد.

سودان جنوبی

گرنگ مخالفی نسبتاً معتدل بود که افکار جدایی طلبانه نداشت اما برای احقاق حقوق اقلیت جنوبی در تلاش بود و تا حدودی به این خواسته نیز رسید اما به فاصله کوتاهی این ژنرال ارتشی در یک سانحه هوایی مشکوک کشته شد تا روند بازی در پرونده سودان جنوبی و سودان پیچیده‌تراز قبل شود.

با مرگ گرنگ رهبری مخالفان جنوبی  به سالوا کی یر میرادت رسید اما وی دیگر همانند گرنگ یک رهبر متعادل و صلح طلب نبود و خیلی زود شروع به سم پاشی علیه دولت سودان کرد تا استقلال این منطقه را بدست بیاورد.

استقلال سودان جنوبی و موج جدید درگیری‌ها

۶ سال پس از این تاریخ و در سال ۲۰۱۱ سودان بعد از یک هم پرسی سراسری سرانجام دو بخش شد تا مرد از پایان جنگ بگویند. دو سال پس از این استقلال یعنی در سال ۲۰۱۳ بار دیگر بحران سیاسی در داخل این کشور تازه استقلال یافته آغاز شد و این بار کی یر و معاونش به جان هم افتادند تا شعله جنگ بار دیگر شعله ورشود.

در سال ۲۰۱۳ میلادی یعنی حدود دو سال پس از استقلال سودان جنوبی، درگیری هایی میان نیروهای گارد ریاست جمهوری و نیروهای ارتش سودان جنوبی آغازگر جنگی دیگر در سودان جنوبی شد که ریشه این درگیری در اختلافات قومی بین دو قبیله دینکا و النویر بود.

رییس جمهور کی‌یر که خود از قبیله دینکا به عنوان بزرگترین قبیله سودان جنوبی بود، این اتفاقات را به گردن معاونش، آقای ماچار که وی نیز از قبیله النویر بود انداخت و او را به تلاش برای کودتا متهم کرد تا درگیری قومی بین دینکاها و النویرها به درگیری سیاسی بین رییس جمهور و معاونش تبدیل شود و ابعاد وسیعی به خود بگیرد.

جنگ داخلی در سودان جنوبی تا به امروز ده ها هزار نفر را به کام مرگ برده و به آواره شدن چهار میلیون نفر از جمعیت ۱۲میلیون نفری این کشور انجامیده است که خیل زیادی از این جمعیت آواره راهی دو کشور همجوار یعنی اوگاندا و جمهوری دمکراتیک کنگو شدند تا یکی از بدترین بحران های مربوط به پناهجویان رقم خورد.

سودان جنوبی

درگیری در سودان جنوبی قحطی و فقر بی‌سابقه‌ای را برای مردم این کشور تازه استقلال یافته پدید آورده است به طوری که سازمان ملل و سازمان خواروبار جهانی بارها در مورد بحران انسانی در این کشور هشدار داده است. سودان جنوبی سال ۲۰۱۱ و بعد از مدتها درگیری با دولت مرکزی در خارطوم و البته فشارهای بین المللی از طرف آمریکا و غربی‌ها به عمر البشیر بر سر مسائل مربوط به دارفور موفق به کسب استقلال شد و مردم این کشور بعد از این اتفاق تصور می‌کردند بر سرنوشت خود مسلط شده و با توجه به ذخایر نفتی که از گذشته داشتند اما توسط خارطوم غارت می‌شده می‌توانند به مهد تمدن شاخ آفریقا تبدیل شوند که نشد.

سودان جنوبی بیش از هر چیزی از بحران و شکاف قومی و قبیله‌ای در رنج و عذاب بود به طوری که شکافهای قومی و قبیله‌ای تنها ۲ سال پس از استقلال جنگ داخلی سختی را در این سرزمین به وجود آورد. نکته بعدی در مورد سودان و بحران ۳۶ ساله آن مسئله نفت است که دستمایه سوء استفاده امپریالیسم قرار گرفت تا سودان را در ابتدا دو شقه کنند و سپس به بحران داخلی در این سرزمین دامن بزنند.

مقام های سودان شمالی از قبل معتقد بودند که رژیم صهیونیستی نقش زیادی در شوراندن مردم جنوب ضد دولت مرکزی در خارطوم را داشته زیرا رژیم صهیونیستی سودان و عمر البشیر را یکی از مخالفان سر سخت این رژیم می‌دانسته و برای تضعیفش بر روی مخالفان حساب ویژه‌ای باز کرد.

بعد از گذشت ۸ سال از استقلال جنوب سودان و استقبالی که غربی‌ها در آن دوران از حکومت کی‌یر و جدایی طلبان داشتند حالا که این سرزمین دچار قحطی و جنگ داخلی شده است کدام یک برای کمک به سودان آمدند و بخشی از مشکلات را بر دوش گرفتند تا دسترنج دمکراسی خود ساخته خود را ببینند. سرزمین سودان جنوبی و بخشهای زیادی از آفریقا علاوه بر بحران فرهنگی و اختلافات اجتماعی در ساختار جامعه داخلی خودشان چوب منابع سرشار خود را می‌خوردند زیرا این منابع به محل طمع امپریالیست تبدیل شده و آنها از این اختلفات برای تسلط بر منابع آنها استفاده می‌کنند.

 

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=524446

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.