یادداشت/

محور شکست ناپذیر مقاومت

  • کد خبر : 616165
  • ۰۸ مهر ۱۳۹۹ - ۰:۰۳
محور شکست ناپذیر مقاومت

پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷، یکی از محوری­‌ترین شعارها و دستورالعمل­‌ها، صدور انقلاب به خارج­ از مرزها بود.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، مصطفی هدایی؛ کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت: پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷، یکی از محوری­‌ترین شعارها و دستورالعمل­‌ها، صدور انقلاب به خارج­ از مرزها بود. این تلاش در قالب برنامه‌­ها و اقدامات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و نظامی اجرایی شد. سازمان‌­ها و نهادهای خاصی نیز مانند رایزنی‌­های فرهنگی به این منظور شکل گرفتند. با توجه با اسلامی بودن ایدئولوژی انقلاب ایران صدور انقلاب هم جزء ماهیت ذاتی آن بوده است. به تبع حرکت انقلابی ایران، در برخی از کشورهای منطقه غرب آسیا شاهد شکل‌­گیری یا تقویت گروه‌­های اسلامی با حمایت جمهوری اسلامی بودیم. در لبنان به‌صورت مشخص، گروه حزب‌­الله را می‌­توان نام برد و در سرزمین­‌های دیگر به مرور نطفه‌­های جبهه مقاومت شکل گرفتند.

در تاریخ معاصر غرب آسیا، مقاومت و مفهوم آن در قالب­‌های مختلفی بروز و ظهور داشته ­است. در سرزمین­‌های اشغالی فلسطین در میانه قرن بیستم، کشورهای عربی و گروه‌­های فلسطینی به مقابله و مقاومت در برابر اشغال­گری اسرائیل مبادرت کردند و گروه‌­های مقاومت فلسطینی از نیروهای چپ و مارکسیستی تا مسلمان را شامل می‌­شد. اما آنچه در این یادداشت اهمیت دارد، شکل‌­گیری محور مقاومت حول حرکت انقلابی سال ۵۷ شمسی است. از تولد محور مقاومت در چند دهه اخیر، روندها و تحولات متعددی روی­ داده­ که می­‌توان بخش عمده‌­ای از آن را در دو دهه اخیر مورد توجه قرار داد. این شناخت کمک خواهد کرد تا خوانندگان با اهمیت ذاتی و ماهوی مقاومت آشنا شوند و صحنه گردانی‌های رژیم صهیونیستی، آمریکا و عربستان در منطقه برای ایجاد محور خصم را به‌عنوان یک بازی شکست خورده در نظر بگیرند.

هسته‌­های اولیه جبهه مقاومت

تعریف مشخصی از جبهه مقاومت در معنای عام آن با توجه به رویکردهای جمهوری اسلامی در چهار دهه اخیر وجود ندارد. با توجه به کارکرد بیرونی انقلاب اسلامی ایران، نظام جمهوری اسلامی به شکل‌­گیری و تقویت برخی از گروه‌­ها در منطقه غرب آسیا کمک کرد و به تدریج مجموعه‌­ای از این حمایت‌­ها و اقدامات هسته‌­های اصلی جبهه‌­ای با عنوان مقاومت را شکل داد. اما مهترین روندهایی که به تقویت و انسجام جبهه مقاومت انجامید، حملات آمریکا به افغانستان و عراق و تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان بود. مفهوم کلاسیک جبهه مقاومت در دو دهه اخیر ملموس­‌تر و فراگیرتر است.

پروفسور «ویلیام بیمن» استاد و رئیس گروه مردم شناسی دانشگاه مینه سوتا در شرح اصطلاح محور مقاومت به سخنرانی جورج بوش پسر در سال ۲۰۰۲ و به کارگیری محور شرارت اشاره می­‌کند: «این اصطلاح ریشه در عکس‌العمل لبنان در سال ۲۰۰۲ و به اظهارنظر جورج بوش دارد. جورج بوش در آن سال ایران، عراق و کره شمالی را به‌عنوان «محور شرارت» مطرح کرده بود. در واقع «محور مقاومت» در پاسخ به این محور شرارت مطرح شد. اصطلاح “محور مقاومت” در سال ۲۰۰۴ توسط روزنامه جمهوری اسلامی ایران و به‌عنوان مقاومت شیعیان عراق مقابل صدام حسین نیز به‌کار برده شد. در معنای امروزی آن و آنچه در نظام بین‌الملل کاربرد دارد «محور مقاومت» به ائتلاف سوریه، حزب‌الله لبنان و ایران اشاره دارد که مخالف سیاست‌های ایالات متحده و اسرائیل در منطقه اشاره دارد.»

آنچه مشخص است از زمان شروع نظام جمهوری اسلامی، صدور انقلاب در قالب‌های مختلف از جمله حمایت از جنبش­‌های آزادی‌­بخش و اسلامی در دستور کار قرار گرفت و تبلور آن شکل‌­گیری محور مقاومت بود. امام خمینی(ره) در بیاناتی به این مهم اشاره کرده بودند: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم چراکه انقلاب ما اسلامی است و تا جایی که بانگ لااله الا الله و محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله وسلم در تمام جهان طنین نیافکند مبارزه هست و تا مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم.» (امام خمینی رحمه‌الله، صحیفه نور، ج۱۱، ص۲۶۶)

شکل‌­بندی اولیه هسته‌­های اصلی محور مقاومت را باید در جنگ تحمیلی و تشکیل «قرارگاه رمضان»، تحت نظر محسن رضایی جستجو کرد. نیاز به جنگ­‌های نامنظم برون­‌مرزی در این دوران، تقویت و شکل‌­گیری برخی از گروه­‌های مقاومت را به‌دنبال داشت. علاوه بر حمایت از گروه‌­های معارض کرد در چارچوب قرارگاه رمضان، در دهه ۶۰ بخش عمده‌­ای از فعالیت‌­های سپاه در لبنان و در نزدیکی مرزهای رژیم صهیونیستی بود که اقدامات و تشکیلات به شکل‌­گیری حزب­‌الله لبنان با هدایت سرتیب حسین دهقان انجامید. سیدحسن نصرالله و عماد مغنیه از افراد مهمی بودند که در این فاصله بروز و ظهور یافتند. به‌طور عمده درباره نقش مقاومت لبنان باید به اشغالگری رژیم صهیونیستی اشاره کرد. حمله اسرائیل به لبنان و اشغال بخش وسیعی از این کشور در سال ۱۹۸۲ سبب شکل‌گیری مقاومت ملی در لبنان شد و مقاومت اسلامی لبنان نهایتاً در جنبش انقلابی حزب‌الله تجلی یافت و به نماد بارز آن تبدیل شد. مقاومت جنبش شیعی حزب‌الله در طول سالیان متمادی چنان عرصه را بر اشغالگران صهیونیست تنگ کرد که ارتش این رژیم در اقدامی یک جانبه در ماه مه سال ۲۰۰۰ ناچار به خروج از لبنان شد.

دوران رشد و گسترش محور مقاومت

پس از جنگ تحمیلی، نیروهای مقاومت در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا برپایه مقابله با استکبار جهانی و حمایت از ملت‌­های مستضعف به‌صورت قدرتمندتری در تحولات سهیم شدند و به تدریج به یکی از محورهای مهم تحولات منطقه تبدیل شدند.

در طول دهه ۷۰ شمسی، سپاه قدس که شاخه برون­‌مرزی سپاه پاسدارن محسوب می‌­شود، کارکرد ویژه‌­ای در حمایت و تقویت هسته­‌های مقاومت در منطقه پیدا کرد. سردار احمد وحیدی؛ اولین فرمانده سپاه قدس از سال ۶۷ تا ۷۶ بود. نیروی قدس در سال‌های نخست به لحاظ تشکیلاتی نوپا محسوب می‌شد و به نظر می‌رسد عمده دوران فرماندهی وحیدی صرف سازماندهی و آموزش شد. پس از وی؛ سردار قاسم سلیمانی؛ از فرماندهان مهم دوران جنگ تحمیلی، فرماندهی سپاه قدس را برعهده گرفت که دوره وی از سال ۷۶ تا دی­ماه ۹۸ ادامه داشت. او در حالی دومین فرمانده نیروی قدس شد که مانند شهید مصطفی چمران جنگ را در کوهستان‌های کردستان آغاز کرده بود و ویژگی‌های جغرافیایی زادگاه او، کرمان و سال‌ها مبارزه با قاچاقچیان را در تجربیات خود داشت. سلیمانی با همین پشتوانه شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران را بار دیگر سازماندهی کرد و برنامه‌های این سازمان را قریب به ۲۲ سال پیش برد. پیروزی‌های نیرو‌های مقاومت اسلامی در منطقه علیه دشمنان و تروریسم از جمله دستاوردهای این دوران بود.

حمله آمریکا به افغانستان و عراق

حضور گسترده نظامی آمریکا پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در منطقه غرب آسیا و به بهانه مبارزه با تروریسم، پیامدهایی در ایجاد نارضایتی در میان کشورهای اشغال شده و ظهور و قدر‌‌‌ت‌­گیری گروه‌­های تروریستی تکفیری داشت. مقابله با موج اشغالگری آمریکا، جاه‌طلبی رژیم صهیونیستی و تهدیدات گروه‌­های تروریستی، عناصر مهمی در قوام‌­بخشی گروه­‌ها و کشورهای محور مقاومت محسوب می‌­شوند.

در چنین شرایطی، قدرت­‌گیری و انسجام‌­بخشی جبهه مقاومت از سوی حکام عربی خودکامه منطقه و تئوریسین‌­های غربی، به‌عنوان «هلال شیعی» و «طلوع شیعه» ارزیابی شد. برچسب‌­گذاری شیعی به گروه‌­های مقاومت عمدتاً برای طرح­‌ریزی گزاره تقابل شیعی – سنی و فروکاستن مبارزات علیه اشغالگری­‌ها به جنگ و رقابت مذهبی بود. در ملاقاتی میان پادشاه سعودی و دیک چنی در سال ۲۰۰۵ از اصطلاح هلال شیعی استفاده شد و کارشناسانی نظیر ولی نصر و انوشیروان احتشامی نیز صورت انتقادی، «طلوع شیعه» را مورد ارزیابی قرار دادند.

اقدام نظامی ایالات متحده آمریکا علیه عراق از ۱۹ مارس ۲۰۰۳ و فروپاشی حکومت بعثی صدام، نه تنها باعث تشدید روند قدرت‌گیری و استحکام بیش از پیش موضع جمهوری اسلامی ایران شد، بلکه شیعیان عراق نیز توانسته‌اند، پس از سال‌­ها، در تعاملات سیاسی – امنیتی این کشور قدرت بگیرند. این وقایع در کنار جنگ ۳۳ روزه حزب‌الله لبنان و اسرائیل که سبب تبدیل حزب‌الله به یک بازیگر مهم و تاثیرگذار در منطقه شد، به سهم خود به قوت گرفتن نقش جبهه مقاومت در تحولات منطقه کمک کرد. نکته مهمی که نباید از نظر دور داشت، فعال شدن لاجرم ظرفیت گروه‌­های مقاومت و عمدتاً شیعی در کشورهایی بود که شیعیان بخش مهم و تاثیرگذار جامعه بودند در حالی که حمایت از گروه‌­های مقاومت با ماهیت غیرشیعی نیز از جمله در فلسطین همواره مدنظر بوده است. بنابراین عنصر اصلی را باید در ماهیت جبهه مقاومت در مبارزه با اشغالگری و استکبار جستجو کرد و نه در شیعه‌­گرایی یا ایران‌­گرایی. طرح هلال شیعی از سوی آمریکا و حامیانش در منطقه را باید در قالب بهانه‌­ای برای ماندگاری نظامی در غرب آسیا و تحت لوای حمایت از اسرائیل، منابع نفتی و گازی و همپیمانان غرب ارزیابی کرد.

جنگ ۳۳ روزه و اولین پیروزی بر رژیم صهیونیستی توسط اعراب

از زمان تاسیس رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ میلادی، کلیه نبردها و درگیری­‌های میان اسرائیل و کشورهای عرب به شکست اعراب انجامیده بود که این رشته در سال ۲۰۰۶ و در طول جنگی که عنوان «جنگ ۳۳ روزه» به خود گرفت، پاره شد. اسرائیل به بهانه اسارت دو تن از سربازانش توسط حزب­‌الله، تجاوز خود را در تابستان ۲۰۰۶ علیه لبنان آغاز کرد. . تصور صهیونیست‌ها این بود که در ظرف کمتر از یک هفته به تمام خواسته‌های خود خواهند رسید؛ زیرا در تهاجم خود در سال ۱۹۸۲ به لبنان در مدت دو روز بیروت را اشغال کرده و در جنگ با کشورهای عربی، ظرف شش روز، همه آن‌ها را وادار به تسلیم کرده بودند.

جنگ ۳۳ روزه، کانون اساسی در تحولات منطقه غرب آسیا بود. نتایج پر اهمیت آن نه تنها لبنان، بلکه کل منطقه را دربرگرفت و بر اساس موضع‌گیری متفاوت کشورها در قبال آن، شکل جدیدی از قطب‌بندی‌ها در خاورمیانه آشکار شد. پشتیبانی جمهوری اسلامی از حزب‌­الله در مقابله با اسرائیل و همچنین حضور سردار شهید قاسم سلیمانی در میانه میدان نبرد، اهمیت استراتژیک آن را در تغییر معادلات آشکار ساخت. این نبرد نشان داد، محور مقاومت از ظرفیت بسیار بالایی برای مقابله و دفاع از منافع خود برخوردار است و می‌­تواند در قالب جنگ‌­های نامنظم و پیش­‌بینی ­ناپذیر، دشمن را وادار به عقب‌­نشینی و پذیرش شرایط جدید کند.

سردار قاسم سلیمانی در گفتگویی در مهرماه ۹۸، به تلاش اسرائیل و آمریکا برای نابودی حزب‌­الله لبنان و آمادگی بالای آن‌ها اشاره کرده بود که این تصویر، جلوه‌ه­ای گویا از سناریوهای دشمن برای نابودی محور مقاومت داشت: «این حضور (حضور نظامی آمریکا در منطقه) طبیعتاً یک فرصت‌هایی را برای رژیم صهیونیستی ایجاد می‌کرد؛ یعنی حضور آمریکا در عراق، مانع تحرک سوری‌ها در سوریه بود، تهدیدی علیه دولت سوریه هم محسوب می‌شد، تهدیدی علیه ایران هم محسوب می‌شد. بنابراین شما اگر به جغرافیای عراق در هنگام جنگ سال ۲۰۰۶ (جنگ ۳۳روزه) نگاه کنید، می‌بینید در عراق که حلقه اتصال کشور محور و کشور مادر مقاومت است، آمریکا یک حائل قریب به ۲۰۰ هزار نفره از نیروهای مسلح خود با صدها فروند هواپیما و هلی‌کوپتر به اضافه‌ی هزاران دستگاه زرهی ایجاد کرد.»

کاندولیزا رایس؛ وزیر خارجه آمریکا در دولت بوش، تجاوز اسرائیل به لبنان و کشتار و حشیانه زنان و کودکان لبنانی را «درد زایمان خاورمیانه جدید» نامیده بود که این نشان از طرح بزرگ آمریکا و غرب برای منطقه و پس از نابودی حزب­‌الله داشت. بنابراین جنگ ۳۳ روزه نه تنها به ریشه­کنی و نابودی حزب‌­الله و شیعیان لبنان نیانجامید بلکه پایه­‌های تقویت جبهه مقاومت و تاثیرگذاری بیشتر حزب‌­الله در تحولات لبنان و منطقه را صدچندان کرد.

دهه دوم قرن بیست و یکم؛ بلوغ محور مقاومت

شروع موج بیداری اسلامی از تونس و مصر از سال ۲۰۱۰، روندهای جدیدی و پرشتابی را منطقه غرب آسیا ایجاد کرد و حکام خودکامه عرب غرب آسیا و شمال آفریقا با انقلاب بیداری ملت‌­ها برای سرنگونی خود روبه­‌رو شدند. حرکت شتابنده این موج، پایه‌­های حکومت‌­های شیخ‌­نشین‌­های خلیج فارس را به‌شدت تهدید کرد. غرب برای حمایت و جلوگیری از دمینوی سقوط هم­­پیمانانش، سناریوی جنگ داخلی و حمایت از گروه‌­های تروریستی تکفیری را در دستور کار قرار داد. اما به مانند بسیاری از تحولات  نظامی در چند دهه اخیر، این اقدامات منجر به قوام­‌بخشی جبهه مقاومت در مقابله با تهدیدات و مشروعیت بخشی بیشتر آن تحت مبارزه با تروریسم داعش و گروه­‌های تکفیری در عراق و سوریه شد.

در بین سال‌­های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴، گروه‌­های تکفیری تروریست موفق شدند، روند پیش‌رونده بیداری اسلامی را متوقف سازند و به‌عنوان تهدید جدید در قالب ناامن‌­سازی و بی­‌ثباتی در کشورهای منطقه ظهور یابند. ده‌ها گروه تروریستی تحت عناوین مختلف دولت مرکزی سوریه و عراق را به چالش کشیدند و در این زمان بود که جمهوری اسلامی ایران توانست به‌عنوان ناجی این کشورها، نقش فعالی برعهده بگیرد. عمده اقدامات حمایتی ایران توسط سپاه قدس صورت گرفت. سردار قاسم سلیمانی و فرماندهان نظامی ایران با گسیل تجهیزات و مستشاران نظامی به سوریه و عراق، موفق شدند جبهه مستحکمی در مقابل پیش‌روی موج تروریسم تکفیری ایجاد کنند و گروه‌­های مقاومت در این دو کشور در قالب­‌های مختلف شکل گرفته و تقویت شدند. شکست داعش در سوریه و عراق، از جمله دستاوردهایی بود که در تاریخ محور مقاومت باید ثبت شود.

در سوی دیگر، تجاوز عربستان سعودی در زمستان سال ۲۰۱۶ به یمن برای سرکوب جنبش مردمی این کشور نیز، شاخص دیگر در قوام‌­بخشی محور مقاومت در غرب آسیا بود. انصارالله یمن در چند سال اخیر توانست علاوه بر مقابله با تجاوزات ائتلاف سعودی، بخش مهمی از قدرت را در این کشور به‌دست گیرد و از حالت تدافعی به حالت تهاجمی تغییر موضع دهد.

تمام تحولات دو دهه اخیر، از تجاوز آمریکا به افغانستان و عراق و حملات اسرائیل به لبنان تا جنگ داخلی در عراق و سوریه و تجاوز سعودی به یمن، بسترهای مهمی در بلوغ محور مقاومت در مقابله با دشمنان و ایجاد جبهه مهم مبارزه علیه اشغالگری و تجاوز بودند. جبهه مقاومت در دوران کنونی به یکی از مهم­ترین بازیگران بین‌­المللی تبدیل شده که هزینه‌­های اجرای سیاست­‌های غرب در منطقه را به‌طور اساسی افزایش داده است. به هر روی آمریکا با علم به این ظرفیت و قدرت مهم در منطقه، تلاش دارد تا اجماع جهانی علیه بازیگران اصلی محور مقاومت ایجاد کند و با اقدامات خطرناکی مانند ترور سردار قاسم سلیمانی؛ فرمانده سپاه قدس و فرمانده‌های مهم گروه­‌های مقاومت شاکله آن را از هم بپاشاند. همچنین عربستان سعودی هم‌پیمان با آمریکا، در حال تسهیل روابط اعراب با اسرائیل است تا در برابر محور مقاومت، محور خصمی را شکل دهد که با پایمال کردن حقوق فلسطین حاصل شده است.

گستردگی محور مقاومت در حال حاضر کشورها و مناطقی از جمله ایران، عراق، سوریه، یمن، لبنان، افغانستان، نیجریه، فلسطین و بحرین را شامل می‌­شود که از لحاظ گفتمانی و عملیاتی در حال مقابله با اشغالگری و استکبار هستند.

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=616165
  • نویسنده : مصطفی هدایی

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.