مبارزه متفاوت شهریار با رضا شاه

  • کد خبر : 614615
  • ۲۶ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۶
مبارزه متفاوت شهریار با رضا شاه

جمشید علیزاده، از شاگردان استاد شهریار، با اشاره به شعرهای آیینی او معتقد است؛ شهریار در این دسته از شعرها صدای جامعه‌ای می‌شود که حاکمیت پهلوی قصد دارد آن را خاموش کند.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، جمشید علیزاده، از شاگردان استاد شهریار، با اشاره به شعرهای آیینی او معتقد است؛ شهریار در این دسته از شعرها صدای جامعه‌ای می‌شود که حاکمیت پهلوی قصد دارد آن را خاموش کند.

محمدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، در سال ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمد. پدرش «حاج میرآقا بهجت تبریزی» نام داشت. شهریار پس از پایان دوره راهنمایی در تبریز، در سال ۱۳۰۰ برای ادامه تحصیل از تبریز عازم تهران شد و در مدرسه دارالفنون تا سال ۱۳۰۳ و پس از آن در رشته پزشکی ادامه تحصیل داد. او شاعری با قریحه‌‌ای توانا و زبانی فاخر بود که گاه مایه رشک هم‌عصران نیز می‌شد.

شهریار در شعر علاوه بر تأمل و مطالعه شاعران و سرآمدان ادب فارسی، از مطالعه اشعار سرایندگان ترک‌زبان و آذری نیز غفلت نکرد؛ همین موضوع سبب شد تا شاعری در آذبایجان ظهور کند که نه تنها در شعر فارسی که در ادبیات ترکی نیز آغازگر سبکی جدید باشد. اولین دفتر شعر او در سال ۱۳۱۰ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار و پژمان بختیاری منتشر شد. شهریار پس از آن منظومه «حیدر بابایه سلام» را در سال ۱۳۳۰ منتشر کرد و با این اثر در ادبیات آذری ماندگار شد.

شهریار شاعری عاشق پیشه و خوش قریحه بود که اشعار لطیفی را به زبان‌های فارسی و ترکی سروده و کارنامه ای پربار را از خود به جای گذاشته است.  در آستانه سی و دومین سالروز درگذشت استاد شهریار و همزمان با روز شعر و ادب فارسی با جمشید علیزاده، از شاگردان وی که سال‌ها به تحقیق و بررسی بر آثار او پرداخته است، گفت‌وگو کرد. در این مصاحبه شعرهای آیینی شاعر تبریز به دلیل مقارن بودن سالروز درگذشت او با ایام محرم و عزای سرور و سالار شهیدان، مورد بررسی قرار گرفت.

علیزاده در این گفت‌وگو تأکید می‌کند که «ایران‌گرایی» و «اسلام‌مداری» دو نکته کانونی در آثار شهریار است که طی ادوار مختلف در آثار او وجود داشته است. به گفته این پژوهشگر، شهریار حتی در دوره‌ای که از سوی حاکمیت پهلوی برگزاری هرنوع آیین و مراسمی برای اقامه عزای حسینی، ممنوع اعلام شده و برگزارکنندگان دستگیر می‌شدند، او غزل معروف «علی ای همای رحمت» را می‌سراید که بر سر زبان‌ها می‌افتد و تا الآن نیز ماندگار است.

بخش‌های دیگر این گفت‌وگو به تأثیر شعرهای آیینی شهریار بر جامعه خفقان‌زده ایران در دوره‌های مختلف اشاره شده است. علیزاده همچنین در این مصاحبه از شعرهای ترکی استاد یاد کرد که با تضمین از نوحه‌های قدیمی ترکی، سروده و ماندگار شده است.

مشروح گفت‌وگو را می‌توانید در ادامه بخوانید:

 امسال روز شعر و ادب فارسی که همزمان است با سالروز استاد شهریار، مقارن است با ایام محرم و عزاداری بر سرور و سالار شهیدان. یکی از موضوعات پربسامد و پرتکرار در دیوان شهریار، شعرهای آیینی است که او به بهانه‌های مختلف آنها را سروده است. در ابتدا بفرمایید که شعرهای آیینی شهریار چه ویژگی‌ و کارکردی دارد؟

در منظومه فکری استاد شهریار دو نکته کانونی وجود دارد که طی حدود هشت دهه حیات ایشان، هیچ‌گاه این دو نکته اهمیت و پررنگ بودن خود را از دست نمی‌دهد. استاد چهار حکومت را دیده است. دوره نوجوانی او مصادف با اواخر حکومت قاجار و دوره جوانی‌اش مصادف با حکومت پهلوی اول است. دوران کهولت او با دوره محمدرضا پهلوی همزمان است و دهه پایانی عمرش نیز با جمهوری اسلامی مصادف بود. چنین وضعیتی را کمتر شاعری تجربه کرده است.

 

«اسلام‌مداری» و «ایران‌گرایی»؛ دو بال اشعار شهریار

مؤلفه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در هریک از این ادوار چهارگانه متغیر و متفاوت است. در همین ادوار، دو نکته کانونی را در منظومه فکری و هستی‌شناسی او می‌توان دید که هیچ‌گاه تغییر نکرد؛ علی‌رغم اینکه حکومت‌ها و به تبع آن، دیدگاه‌ها و رویکردها از بنیان دچار تغییر و تحول شد. این دو نکته کانونی، «اسلام‌مداری» و «ایران‌گرایی» بوده است. در طی این چهار مقطع به هر کدام از آثار شهریار نگاه کنیم، می‌بینیم که هیچ‌گاه شهریار نسبت به این‌ها بی‌توجهی، کم‌توجهی یا انکار نشان نداده است. به عنوان نمونه، در دوره رضا شاه از ۱۳۰۰ به بعد، به خصوص پس از تثبیت حکومت او، در ایران جریانی با عنوان دین‌ستیزی به راه می‌افتد. همه مراسم‌هایی که مرتبط با دین و آیین‌ها مانند عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) تعطیل می‌شود و اجازه برگزاری ندارد.

 

رضا خان در این دوران تحت تأثیر دستگاه‌های انگلیس و استعمارگران و با الگوگرفتن از حکومت کمال آتاتورک، می‌خواهد ایران را به سمت جامعه لائیک پیش ببرد. این در واقع سیاستی بود که انگلیسی‌ها آن را دنبال می‌کردند و بر این باور بودند که تا ایران و ایرانی معتقد به دین و آیین و تشیع است، جایی برای بیگانه نیست. شهریار این دوران را هم تجربه کرده است. تبلیغاتی که در این دوران رخ می‌دهد، بسیاری را که قبلاً اعتقادات مذهبی داشتند، تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و ما شاهد هم‌صدایی این افراد با حاکمیت هستیم.

روایتی از مبارزه شهریار با رضاخان

این داستان در دوره پهلوی دوم هم ادامه دارد، اما به شکل و گونه‌ای دیگر. اما شهریار در این ادوار چهارگانه هیچ‌گاه از این مواضع خود کوتاه نیامده است. او ممکن است در دهه‌های مختلف باورهایش تغییر کرده باشد، اما دو نکته اسلام‌گرایی و ایران‌دوستی همواره در آثار او به چشم می‌خورد و او هیچ‌گاه از این مواضع دست نکشید. این دو نکته برای او مقدس بود.

یک نکته مغفول این است که معمولاً در ایران شعر مبارز را شعری می‌شناسند که صراحتاً براساس صبغه‌ای از شعار، نسبت به فلان موضوع سیاسی یا رجال سیاسی و حکومت موضع‌گیری یا مخالفت کند، یا نهایتاً این است که مسلسل به دست بگیرد و از روی الگوهای آمریکای لاتین عمل کند که در دهه ۴۰ این اتفاق در ایران رخ می‌دهد و جریانی به نام جریان شعر چریکی شکل می‌گیرد. تلقی غالب از شعر مبارز این است. اما به نظرم این یک اشتباه محاسباتی است، نمی‌توان کار را به این محدود و منحصر کرد.

شهریار در عین اینکه نه تنها مدافع اهل بیت(ع) بود؛ بلکه با شعرهایش جریانی را در جامعه ایران، آن هم در اوج دوران دین‌ستیزی رضا خان، ایجاد می‌کند؛ در جامعه‌ای که حاکمیت خطوط قرمزی را تعیین می‌کند و می‌گوید هرکه در این رابطه صحبت کرد، حسابش با کرام الکاتبین است، هرکه رفت و علم و کتلی راه انداخت و مراسم عاشورا برگزار کرد، باید به شهربانی برود و… . این موارد از جمله اقداماتی بود که در دوره رضاشاه نسبت به انجام مناسک و برگزاری آیین‌های دینی اعلام می‌شد. شهریار در چنین برهه‌ای در اوج ایام دین‌ستیزی، شعر «علی ای همای رحمت» را می‌سراید.

«علی ای همای رحمت» چه زمانی سروده شد؟

غزل «علی ای همای رحمت» در سال ۱۳۱۶ سروده شده است؛ در اوج زمانی که حاکمیت نمی‌خواهد نشانه‌ای از عزای حسینی یا دیگر مظاهر دین در جامعه وجود داشته باشد. این خود نوعی دهن کجی به حاکمیت و مؤلفه‌های تعریف شده از سوی آن است. رضا خان نمی‌خواهد صحبتی از امام حسین(ع) و اسلام باشد، یکباره می‌بینیم که شعری با این ابیات ظهور می‌کند:

علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه هما را

به جز از علی که آرد پسری ابوالعجایب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را…

شاعر دقیقاً در اوج بحران اجتماعی ضد دین خلاف جریان حرکت می‌کند. این شعر زبان به زبان نقل و در ذهن و زبان جامعه ماندگار می‌شود. این یعنی خط بطلان کشیدن به سیاست‌هایی که حاکمیت آن را تعیین کرده است. شعر ایران‌گیر شد و هنوز هم ورد زبان‌ها است.

نخستین ویژگی عمده شعر شهریار این است که از اعماق دل او برمی‌خیزد، نه اینکه بخواهد به جهت مناسبت‌ها و باری به هر جهت اثری دکوراتیو پدید آورد. شعرهای آیینی او اوج وابستگی عاطفی او را نسبت به اهل بیت(ع) و مذهب تشیع نشان می‌دهد، آن هم زمانی که کسی جرأت سخن گفتن درباره این مسائل را ندارد.

 یعنی در واقع شهریار صدای جامعه‌ای می‌شود که حاکمیت قصد دارد آن را خاموش کند. این شعرها چه تأثیری بر جامعه‌ خفقان‌زده آن زمان دارد؟

بله، در دوره‌های بعدی نیز همین‌طور است. جریان روشنفکری در دوره محمدرضا پهلوی نسبت به مسائل و اتفاقاتی مانند رحلت آیت‌الله بروجردی کاری ندارد و به آن ورود نمی‌کند. این جریان مانند شاملو دغدغه این حرف‌ها را ندارند. از طرفی هم توده‌های مردم که معتقد به دین و تشیع هستند، از نیما و شاملو و دیگران انتظاری نسبت به واکنش به این مسائل ندارند.

اما حاکمیت پهلوی دوم هم دل خوشی ندارد که این نکات را برجسته کند؛ از این جهت در این مسائل با طیف روشنفکری موافق‌تر است. شهریار در همان مقطع یکباره می‌آید و قصیده‌ای در سوگ آیت‌الله بروجردی می‌سراید و باز همین توده‌ها همین ابیات را می‌گیرند و زبان حالشان می‌شود. رمز مقبولیت شهریار هم همین است. او صدای اعماق جامعه را می‌شنود، در کنار اینکه او خود همسو با این جریان است.

منبع: تسنیم

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=614615

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.