سلفی گری و تروریست ۱۸ سال پس از یازده سپتامبر

  • کد خبر : 522276
  • ۲۱ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۰
سلفی گری و تروریست ۱۸ سال پس از یازده سپتامبر

غربی‌ها و خصوصاً آمریکایی‌ها به بهانه مبارزه با تروریست و سلفی گری به خاورمیانه لشکرکشی کردند اما ۱۸ سال بعد از یازده سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان نه تنها تروریسم و سلفی گیری از بین نرفته بلکه اشکال جدیدی به خود گرفته است.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، حملات یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱، وحشتناک ترین حمله تروریستی تاریخ در خاک ایالات متحده محسوب می‌شود که توسط یک گروه سلفی و جهادی به نام القاعده انجام شد و ۳۰۰۰هزار نفر را به کام مرگ برد اما عواقب آن کماکان در منطقه و جهان به چشم می‌خورد. یازده سپتامبر بیشترین تأثیر را بر روی افغانستان و عراق به صورت مستقیم و بر سوریه و لیبی به صورت غیر مستقیم داشته و دارد. حالا با گذشت نزدیک به دو دهه از این حملات، ایالات متحده هنوز در افغانستان درگیر است و در سوریه، عراق و لیبی نیز دل مشغولی‌هایی دارد اما نخواسته یا نتوانسته است ریشه سلفی‌گری و تروریست را بخشکاند.

سلفی‌گری در این سالها نه تنها عقب نشینی نکرده بلکه تکامل پیدا کرده و از حالت منطقه‌ای به قلب مسیحیت و اروپا نفوذ کرده است و امروزه روز طیف گسترده ای از تروریست‌ها و گروه های سلفی در سراسر جهان فعالیت می کنند و شکل فجیع‌تری به خود گرفته است که نمونه آن اقدامات داعش در عراق و سوریه بود. حالا سوال اینجاست که چرا مبارزه با این گروه‌های سلفی موفق نبوده و آنها روز به روز شکل جدیدی به خود می‌گیرند و وضع برای غربی‌ها بدتر شده است.

سلفی گری و تروریست

دلیل اول در عدم موفقیت مبارزه با سلفی‌گری و این که آنها هر روزه شکل جدیدی به خود می‌گیرند به خوانشهای متفاوت آنها از دشمن و نحوه مبارزه برمی‌گردد. این خوانشهای متفاوت باعث شده تا سلفی گری هرگز یک جنبش یکپارچه نباشد و از مبارزه با کفار شوروی و طاغوت آمریکا تا مسلمان کشی طیف بندی شود.

این تفاوت دیدگاه و خوانش حتی گاهاً به تکفیر بعضی از سلفی‌ها توسط برخی دیگر انجامیده که بهترین نمونه آن رابطه بن لادن با القاعده عراق است. بن لادن در سال ۱۹۹۹ و در زمانی که از سودان به افغانستان برگشت خورد و به طالبان که از دوستان قدیمی وی بودند پناه برد با الزرقاوی که قصد تشکیل القاعده عراق را داشت دیدار کرد اما تفسیر شدیدالحن او از سلفی‌گری و مبارزه با مسلمانان شیعه به اختلافات گسترده بین این دو انجامید و نهایتا بن لادن از پذیرفتن زرقاوی در القاعده خودداری کرد تا جماعت توحید در عراق تشکیل شود و هدف اصلی خود را در ابتدا مقابله با آمریکا در این کشور و سپس شیعیان بداند.

نگاه جهانی القاعده و مبارزه با ابر قدرتی چون آمریکا که به حملات یازده سپتامبر انجامید نام القاعده را جهانی کرد و باعث شد که دیگر گروه های سلفی موجود خود را شاخه ای از آن بخوانند. این گروه‌ها در بیشتر مواقع تفکرات القاعده را پیگیری نمی‌کردند و نگاه محلی یا داخلی داشتند اما از بیرون همه سلفی‌ها را با چوب القاعده زدند و القاعده هم موضع رسمی در مورد حمایت یا عدم حمایت از آنها نداشت.

مسئله حضور سازمانهای سلفی تحت لواء القاعده و استفاده از نام این گروه تا زمان حضور بن لادن و قدرت این سازمان ادامه داشت اما از بعد اسامه بن لادن برخی از آنها همچون جماعت توحید عراق یا الشباب سومالی از زیر پرچم القاعده خارج شدند و سازمانی چون داعش در عراق و سوریه شکل گرفت.

موضوع القاعده در مورد داعش نیز تکرار شد و بسیاری از گروه‌های سلفی و مبارزان سلفی در سوریه و عراق با ظهور داعش و قدرت گرفتن آنها در خاک این کشورها پرچم داعش را در دست گرفتند و این مسئله تا افغانستان نیز کشیده شد اما لزوماً ارتباطی بین هسته اصلی داعش با این گروه‌های سلفی محلی و یا منطقه‌ای که خود را وابسته با داعش می‌دانند، وجود ندارد و خیلی  از آنها قدرت گرفتن خودشان در منطقه را نسبت به دکترین اصلی داعش در اولویت قرار می‌دهند.

مدل مبارزاتی سلفی‌ها در طول این دوران‌ها و عدم رعایت سلسله مراتب مشخص و خاصی باعث شد تا این سازمانها علیرغم هدف قرار گرفتن سرکردگانشان در طول تاریخ حضور داشته باشند و هر روز در نقطه‌ای از جهان و با ایدئولوژی متفاوت ظهور کنند که نمونه خوب آن مسئله داعش است که علیرغم شکست در سرزمین شامات و موصل در آفریقا و افغانستان فعال است که البته شاید مان هسته اصلی داعش نباشد اما پرچم ترور و سلفی‌گری را بالا نگه داشته است.

همین ساختار و چارت سازمانی گروه‌های جهادی در طول این دوران‌ها باعث شده تا علیرغم عملیات‌های گسترده‌ای که کشورهایی نظیر روسیه، ایران، سوریه و تا حدودی ناتو علیه این سلفی‌ها با این حال، تهدید اصلی باقی مانده باشد و حتی بعد از ۴ سال که از پاکسازی داعش از منطقه جرف الصخر درعراق می‌گذرد هنوز هم ارتش عراق در این منطقه عملیات داشته باشد.

مبارزه با سلفی‌ها پیش از آن که در میدان جنگ فیزیکی باشد باید از مدارس وهابیت آغاز می‌شد که در وانفسای جنگ افغانستان در پیشاور تفکر سلفی را با خوانشی آمریکایی به خورد جهادی‌ها داد تا این تفکر در جای جای دنیا توسعه پیدا کند و امروز چشم آبی‌های غربی نیز برای جهاد راهی سوریه و عراق شوند. مبارزه با سلفی گری و تروریست برخواسته از آن به یک عزم جهانی نیاز دارد نه این که هر طرف دعوا سعی کند از آنها در جهت منافع خودش استفاده کند. تا زمانی که ایدئولوژی وهابیت و سلفی‌گری باقی باشد، مبارزه با این گروه‌ها فایده‌ای نخواهد داشت و فقط می‌تواند از نفوذ سرزمین آنها جلوگیری کند.

 

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=522276

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.