زن، چالش ها و هویت تعریف نشده

  • کد خبر : 2872
  • ۰۲ آبان ۱۳۹۱ - ۸:۳۱
زن، چالش ها و هویت تعریف نشده

مسائل مربوط به حضور زنان در عرصه های اجتماعی یکی از موضوعات مناقشه برانگیز میان صاحبنظران این حوزه ، و شناسایی آسیب های موجود دراین عرصه از نیازهای کنونی جامعه ماست. مشکلات و دشواری های مرتبط با حضور و مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی این قشر از افراد جامعه را با چالش های هویتی […]

مسائل مربوط به حضور زنان در عرصه های اجتماعی یکی از موضوعات مناقشه برانگیز میان صاحبنظران این حوزه ، و شناسایی آسیب های موجود دراین عرصه از نیازهای کنونی جامعه ماست. مشکلات و دشواری های مرتبط با حضور و مشارکت زنان در فعالیت های اجتماعی این قشر از افراد جامعه را با چالش های هویتی مواجه ساخته است. از طرف دیگر منحصر شدن فعالیت های زنان به فعالیت های خانگی و حضور تمام وقت آنان در خانه و محروم ماندن آنها از عرصه فعالیت های اقتصادی و فرهنگی – اجتماعی، سبب می شود که هم این نیمه جامعه از تحقق سایر توانمندی ها و قابلیت های خود بازماند و هم جامعه نتواند از نتیجه فعالیت های همه آحاد خود بهره مند شده و با تمام قوا در مسیر رشد اجتماعی و اقتصادی گام بردارد. چرایی و چگونگی برطرف ساختن چالش های هویتی دراین حوزه مهمترین موضوعی است که آن را با دکتر مریم رفعت جاه، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به بحث نشستیم. دکتر رفعت جاه سال هاست که در زمینه ی هویت، زنان، خانواده، و جنسیت مشغول به فعالیت است.

قرار گرفتن در کشاکش سنت و مدرنیته و ارزش های متعارض و تناقض آمیزی که در خصوص نقش زن در خانواده و اجتماع در این دو منبع هویتی وجود دارد سبب شده که حتی زنان تحصیل کرده با چالش های هویتی مواجه باشند و هویت مستقل را صرفا در نقش های اجتماعی و بالاخص در اشتغال جستجو کنند.برای این قشر از زنان نه الگوی زن سنتی که بدون هرگونه آگاهی، شناخت و تاملی صرفا نقش های خانگی را دنبال می کند مطلوب است و نه الگوی زن مدرن که نقش های اجتماعی و اشتغال برایش اهمیتی بیش از نقش های خانوادگی دارد و این مساله هم برای خودش و هم برای خانواده او آسیب هایی را به همراه می آورد. این چالش هویتی و منحصر دانستن هویت اجتماعی به اشتغال را چگونه می توان توضیح داد؟

رفعت جاه معتقد است قبل از هرچیز باید درباره ی مفاهیم سنتی ومدرن و گستره ی معنایی این مفاهیم تامل کرد. برداشتی که از مفاهیم سنتی و مدرن وجود دارد برای همه یکسان نیست. برخی اوقات سنتی بودن به دینی بودن تعبیر می شود و سنتی به معنای دینی به کار میرود. اگرچه بین این دو مفهوم همپوشی هایی وجود دارد اما چه بسا سنت ریشه در فرهنگ یک جامعه داشته باشد. برای مثال خیلی از باورهایی که در زمینه نقش زنان در جامعه ما وجود دارد ریشه ی فرهنگی دارد نه ریشه دینی. در مورد مفهوم مدرن هم برداشت های متفاوتی وجود دارد. غالب اوقات مفهوم مدرن به معنای مدرن از نوع غربی به کار می رود و گاهی هم صرفا به یک رویه یا الگوی جدید تعبیر و معنا می شود. با این توضیح باید یادآور شویم که با این که همه ما کمابیش می دانیم که همه چیزهای سنتی مذموم نیست لکه خیلی از آنها ارزشمند و هنوز هم محترم است امروزه متاسفانه واژه سنتی با یک بار معنایی منفی همراه شده و باز اگرچه غالب ما بسیاری از ویژگی های مدرنیته غربی را نمی پسندیم و مذموم می شماریم واژه مدرن نیز غالبا با یک بار معنایی مثبت همراه است. برای ممانعت از این مساله به نظرم کاربرد مفاهیم سنت گرا و نوگرا متضمن آشفتگی معنایی و سوگیری ارزشی کمتری می شود.

پژوهش هایی که در حوزه زنان انجام شده نشان می دهد که زن مسلمان ایرانی به بسیاری از سنت های دینی و فرهنگی خود ارج می نهد و برخلاف تفکرات فمنیستی و غربی هم برای خانواده و نقش های خانوادگی اهمیت زیادی قائل است و هم دارای گرایش دینی بالاست. از طرف دیگر رویکرد انتقادی و باز اندیشانه به ویژگی های زن مدرن دارد و اگرچه برخی از این ویژگی ها از جمله ارتقای آگاهی ها و تحصیلات و کسب استقلال شخصیتی و هویتی را می پذیرد و برای نقش های اجتماعی زن ارزش قائل می شود اما هنوز هم در عرصه عمل و نظر برای نقش های خانوادگی به ویژه نقش مادری اهمیت و اولویت بیشتری قائل است.

چالش های هویتی، چه در عرصه فردی وچه اجتماعی، بیشتر زمانی مطرح می شود که در ویژگی ها و نقش های یک زن صرفا بر نقش های سنتی و خانگی او یا بر نقش های به اصطلاح مدرن او(به عبارت دیگر نقش های اجتماعی او) بیشتر تاکید شود. براساس برداشت سنتی از هویت زن، هویت زنان صرفا در چارچوب خانواده تعریف می شود در این رویکرد، دختران براساس یکسری انتظارات تعریف شده آموزش می دیدند وتربیت می شدند والگوی غالب برای زنان نقش مادری، همسرداری وخانه داری بود. گویی که برای زنان نقش های دیگر اصلا جایگاهی ندارد.در این رویکرد این پیش فرض و انگارش وجود داشت کیفیت مادری منوط به کمیت حضور زن در خانه است و ایفای هر گونه نقش اجتماعی به نقش مادری لطمه می زند. ازاین روی اکثر مردان سنت گرا ترجیح می دهند که با زنانی ازدواج کنند که صرفا خانه دار باشند. این برداشت معمولا به دین و آموزه های دینی نسبت داده می شود در نتیجه هویت و شخصیت زن را صرفا در چارچوب خانه وخانواده تعریف می کند. این درحالی است که در برداشت علمای اسلام در دوره معاصر دراین رابطه اتفاق نظر وجود ندارد. احتمالا رویکرد علامه طباطبایی و استاد مطهری در این زمینه متعادل تر بوده و از پشتوانه دینی و پذیرش بیشتری برخوردار است. در این رویکرد زنان در جایگاه انسانی با مردان برابرند. فعالیت اجتماعی و اقتصادی برای آنها مجاز است و اما دارای تفاوت های جسمانی، روانشناختی و احساسی نیز هستند و از همین رو اولویت های نقشی آنها یکسان نیست.

این رویکرد با الگوهایی که ما در صدر اسلام برای زن مسلمان می شناسیم همخوانی دارد. دراینجا ما با زنان آگاه و متعهدی چون خدیجه، فاطمه و زینب (سلام الله علیهما) سر و کار داریم که دارای نقش های برجسته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در جامعه زمان خود بوده اند و دارای استقلال هویتی و شخصیتی. که خود شیوه زندگی و چگونگی انجام وظایف شان را انتخاب می کردند.این زنان در تعریف زن سنتی جای نمی گیرند. چون نقش آنها بسی فراتر از نقش های مادری و همسری شان بوده است. هرچند در این نقش ها نیز اسوه بوده اند.

می توان گفت در رویکرد سنتی به هویت زن، برای زن هویت مستقلی از خانواده ترسیم نمی شود. از طرف دیگر در رویکرد موسوم به مدرن، که در ایران در دوره رضا شاه با گسترش مدرنیزاسیون پدید آمد و در دوره ی محمد رضا پهلوی تداوم یافت نیز برای زن هویت مستقلی مطرح نبود. در این برداشت از مدرنیته آن چه محوریت داشت ساختن چهره ای عروسک وار از زن و حضور جلوه گرانه او در کنار مردان ومسئله کشف حجاب بود. دراینجا نیز هویت زنان و ویژگی های مطلوب برای زنان را باز مردان تعیین وتعریف می کردند نه خود زنان. و باز شخصیت انسانی و استقلال او نادیده گرفته شد. دراین دوره زن از حقوق اولیه ای چون آموزش در سطح ابتدایی و دبیرستان به شکلی نازل بهره مند بود، اما تربیت ها هنوز به گونه ای بود که استقلال هویتی برای زنان تشویق نمی شد. هویت آنها بازهم محدود به عرصه خانه وخانواده بود. تنها تفاوت مسئله حجاب بود که خود ستم واستثماری مضاعف را برزنان تحمیل می کرد.

بعداز انقلاب زنان به دنبال این بودند که به آموزه های اصیل اسلام برگردند اما مسئله این بود که نگرش خود را تنها از دینداران سنتی نمی گرفتند. دیدگاه شهید مطهری درکتاب ” نظام حقوق زن دراسلام” درزمان خود خیلی جدید بود. بعداز آن هم امام خمینی درباره نقش زن، فعالیت اجتماعی واستقلال هویتی زن بحث هایی را مطرح کردند. حرکت به سمت آموزه های اصیل اسلامی موجب جدایی نگرش دینی وسنتی دراین رابطه شد. رشد مدرنیته دراین دوران وگسترش رسانه ها موجب آشنایی بیش ازپیش با هویت های مدرن شد. هویت هایی که تنها در برخی از جنبه ها برای زن ایرانی مسلمان مطلوبیت داشت.

رویکردهای فمینیستی در دو دهه گذشته در ایران گسترش یافت. فمینیسم رادیکال به دلیل تعلقات خانوادگی و دینی زن ایرانی هیچگاه درایران پا نگرفت اما فمینیسم لیبرال با شعار احقاق حقوق اولیه و انسانی زنان تا حدودی مطرح شد اما با قول به برابری زن و مرد در وظایف و حقوق، و گسترش دادن حیطه فعالیت زنان به عرصه فعالیت های مردانه با وجود توان های جسمی متفاوت و ضرورت متحمل شدن وظایف زنانه ای چون بارداری، مادری و ..، به زن ستم کرد. تفاوت های جسمانی و روانشناختی میان زن و مرد امری است مشهود و پذیرفته شده و امتیازها و حمایت های بیشتری را برای آنان ایجاب می کند. در واقع مساله چالش های هویتی هم از همین جا آغاز شد واین چالش های هویتی هنوز هم وجود دارد. درتحقیقی که درسال ۸۳ درتهران پیرامون هویت زن مسلمان ایرانی انجام شد، نتایج نشان داد سه چهارم زنان مورد مطالعه دارای گرایش دینی بالا و نسبتا بالا بوده و برای خانواده، ازدواج و مادری ارزش و اهمیت بالایی قائلند با این حال غالب آنها هویت زن را به نقش های خانگی او محدود نمی دانند.

درتوجه به نقش مادری وهمسری وتفاوت میان نگاه کمیت گرا و کیفیت گرا دراین رابطه، ما هنوز با مسائل تئوریک حل نشده مواجه هستیم یا بیشتر آسیب ها معطوف به نبود نگاهی کارکردگراست؟

خود بحث اشتغال زنان هنوز هم مطرح و محل مناقشه و اختلاف نظر است، به ویژه اینکه زنان چه نوع فعالیت های اجتماعی یا چه میزان از فرصت های تحصیلی و شغلی را دراختیار داشته باشند، هنوز محل بحث است، حتی میان زنان شاغل و دارای پست های مدیریتی و زنان دانشگاهی. این مسئله بیشتر خود را در نوع مشاغل و زمان کار نشان می دهد. دوره ای که بیشتر زنان وارد مشاغل می شوند، دوره ی جوانی آنها و دوره مادری فعال آنهاست. دوره ای که در آن باید نقش مادری اولویت داشته باشد وپدران نیز باید به نقش تربیتی فرزند خود توجه و در پرورش فرزندان شان مشارکت کنند. بنابراین دراین دوره مشاغل پاره وقت و با ساعات کار انعطاف پذیر یا دارای امکان دورکاری تناسب بیشتری با موقعیت مادری زن و مصالح خانواده دارد . مسئله دوم هم تامین و گسترش حمایت های اجتماعی دراین زمینه است. بحث کارکردی این موضوع هم به این مسئله وابسته است که اگر سیاستمداران و برنامه ریزان ما به این نتیجه نرسند که حضور زن هم درخانواده وهم دراجتماع می تواند موثر باشد، به دنبال ایجاد سیاست های حمایتی نمی روند.

اگر ضرورت های افتصادی اشتغال زن مطرح نباشد، آیا دگرگونی ارزش های اجتماعی در جهت توجه کردن به نقش و جایگاه فرهنگی و اقتصادی زنان در خانواده به حل مشکلات هویتی آنها کمک می کند؟

نمی توان انکار کرد که استقلال هویتی انسان تا حدی به استقلال مالی او وابسته است. به ویژه در جامعه امروز که ارزش های مادی گرایانه به شدت غالب شده است. در چنین شرایطی وابستگی اقتصادی بیش ازحد زن به مرد، در شرایطی که حمایت های اجتماعی و قانونی نیز مکفی نباشد، امنیت اقتصادی زن را با خدشه روبه رو می کند. ازاین رو تمایل زنان به اشتغال هم به جهت تامین اقتصادی است و هم به جهت استقلال شخصیتی و هویتی. برای برخی از زنان امنیت اقتصادی را از طرقی غیر از اشتغال ممکن است کسب کنند با این حال شماری از زنان نیز با وجودی که شاغل نیستند چه بسا به نوعی مشغولیت و فعالیت های اجتماعی سازمان یافته یا منظم روی آورند به ویژه اگر در سن مادری غیر فعال بوده و وقت آزاد بیشتری داشته باشند. این نوع فعالیت اجتماعی سیستماتیک نیز هویت اجتماعی بوجود می آورد. استقلال اقتصادی مهم است اما هویت با فعالیت اجتماعی تامین می شود نه صرفا با اشتغال.

ازجمله آسیب های اجتماعی موجود در جامعه ی ما، جلوه نمایی زنان و ظاهر شدن آنان با ظاهری نامناسب و نامتعارف در عرصه عمومی است. هویت اجتماعی تعریف نشده ونبود فعالیت سیستماتیک دراین رابطه تا چه اندازه تاثیر دارد؟

در پژوهشی که در نظام دلالتگر بدن انجام شده، به این مساله اشاره شده که چه چیز باعث می شود زنان بخواهند از طریق ویژگی های ظاهری خود مثلا نوع پوشش و آرایش و نحوه سخن گفتن و یا ظواهر بدنی خود ابراز تشخص کنند؟ بااین کار چه معناها وهویت هایی را می خواهند بازنمایی کنند. براساس کلیشه های جنسیتی سنتی ومدرن، اولین و مهم ترین صفت زن زیبایی وفریبایی اوست. این پژوهش نشان داده که هرچه منابع و سرمایه های فرهنگی انسان بیشترباشد ، بیشتر در کلیشه های جنسیتی موجود در جامعه تامل کرده و از طرقی غیر از ظواهر بدنی به بازنمایی هویت خود اقدام می کند .البته توجه به آراستگی ظاهری در چارچوب عرف اجتماعی هم برای مردان مهم برای زنان همواره امری پسندیده و مطلوب بوده است.

حرف آخر:
وقتی به مسائل با نگاهی آرمانی نگاه می کنیم، واقعیت های جامعه را نمی بینیم. نادیده گرفتن واقعیت ها موجب بروز مشکلاتی ازاین قبیل است. زنان تا زمانی که احساس امنیت نکنند این مسئله حل نخواهد شد. طرح بیمه زنان خانه ار دراین رابطه امری مهم است اما ضمانت اجرایی برای نفقه که براساس شئون زن و تمکن مالی مرد تعیین می شود، موثرتر خواهد بود. درسفری که به کانادا داشتم شنیدم که در آنجا برای تغییر دادن نرخ رشد منفی جمعیت و تشویق زنان به فرزند آوردن و پرورش فرزند توسط مادر، به ازای هر فرزند به ویژه از فرزند دوم به بعد به مادر ماهیانه ۵۰۰ دلار از طرف دولت پرداخت می شد.. علاوه براین فرصت بازآموزی دوباره وبرگشت به کار برای مادران شاغلی که تمایل داشتند دتی مرخصی بگیرند وجودداشت. نبود حمایت های اجتماعی و حقوقی و مالی و و در عین حال رواج ارزش هایی چون فردنگری و مادی گرایی راه حل هایی فردگرایانه را دراین رابطه ایجاد و مطرح می کند. راه حل هایی که اغلب بدون آسیب نیست و قبل از هرکس به زنان ، خانواده و بعداز آن جامعه آسیب می رساند.

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=2872

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.