حملات یازده سپتامبر و جریان‌ شناسی القاعده

  • کد خبر : 522004
  • ۲۱ شهریور ۱۳۹۸ - ۹:۵۱
حملات یازده سپتامبر و جریان‌ شناسی القاعده

جریان شناسی القاعده به عنوان پیشانی گروه‌های سلفی و تروریستی که بزرگترین حملات علیه اهداف آمریکا را در میان گروه‌های سلفی و تروریستی داشته بحثی دقیق و حساس است که متأسفانه مغفول مانده است. این مسئله باعث شده القاعده فقط به ترور محدود شود اما واقعاً القاعده چگونه سازمانی است و چطور به این جایگاه رسیده است!؟

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، هر ساله و با فرارسیدن سالگرد حملات نیروهای القاعده به برجهای دوقلو تجارت جهانی در نیویورک (موسوم به حملات یازده سپتامبر) بحث مقابله با افراطی‌گری و تروریست در رسانه‌های دنیا داغ می‌شود. حملات یازده سپتامبر سال ۲۰۰۱ سرآغاز حضور گسترده آمریکا در خاورمیانه به بهانه مقابله با تروریست است که احتمالات زیادی درمورد آن مطرح است. برخی از کارشناسان حملات یازده سپتامبر را دست ساخته خود آمریکایی‌ها می‌دانند تا به بهانه این حملات به دو کشور عراق و افغانستان حمله و حضور خود در منطقه را گسترش دهند اما گروهی دیگر به واقعی بودن این حملات اذعان دارند و القاعده را مسئول این اقدامات می‌دانند.

جریان شناسی القاعده

جنگ افغانستان، زمین حاصل خیز سلفی‌گری 

نام القاعده طی دو،سه دهه گذشته متن اصلی بسیاری از حوادث مهم تاریخی بوده که حوادث یازده سپتامبر نیز یکی از آنها است. القاعده را شاید بتوان نخستین گروه مسلح فراملی و انترناسیونالیست دانست که در زمان حمله شوروی به افغانستان در سال ۱۹۸۸ تشکیل شد. حمله شوروی به افغانستان و اتفاقات بعد از آن نقطه عطفی در تاریخ گروه‌های سلفی و گاهاً تروریستی است و این حوادث افغانستان را به زمین حاصلخیز این گروه‌ها تبدیل کرد که القاعده و اسامه بن لادن یکی از مهمترین آنها به حساب می‌آید.

البته که تفکر جهادی و سلفی مربوط به آن دوران نیست و ریشه آن به افرادی چون ابن تمیه و در زمان معاصرتر به سید قطب و حسن البنا برمی‌گردد که مؤسسان اخوان المسلمین به حساب می‌آیند. به هر حال نمود این جریانات به شکل انترناسیونالیست آن در افغانستان بود. در این دوران، پاکستان به عنوان جبهه تدارکات جنگ افغانستان به محل سازماندهی و پشتیبانی نیروهای خارجی تبدیل شده بود و اسامه بن لادن در حول و حوش همین تاریخ‌ها به پاکستان آمد تا در دفتر خدمات مجاهدین که به مجاهدین خارجی حاضر در افغانستان خدمات ارائه می‌کرد، فعالیت داشته باشد.

مرزهای پاکستان و افغانستان در آن دوره زمانی علاوه بر این که جبهه مالی و تسلیحاتی مجاهدین بود در زمینه اعتقادی و فکری هم فعالیت زیادی داشت و مدارس دینی زیادی توسط عربستان و وهابیت در این مناطق ایجاد شد تا تفکر سلفی و وهابی را در میان مجاهدین گسترش دهد. مدارس دینی پیشاور تا به امروز پایگاه اصلی سلفی‌گری به حساب می‌آید.

رهبری دفتر خدمات مجاهدین بر عهده عبدالله عزام بود. عبدالله عزام یکی از سلفیان مشهور فلسطینی بود که از مؤسسان حماس نیز به حساب می‌آید و سابقه شرکت در جنگ ۱۹۶۷ اعراب علیه اسرائیل را هم در کارنامه داشت. سابقه آشنایی اسامه با عبدالله عزام به سفرهای حج این سلفی و دوستی پدر اسامه با سلفیان شهیر جهان عرب و اخوانی‌ها برمی‌گردد که در نهایت باعث پیوند بین اسامه و عزام شد و اسامه‌ای که اصلاً افکار جهادی نداشت را به افغانستان و پاکستان کشید.

در طول جنگ افغانستان دفتر خدمات جهادی با کمک بن لادن و سایر جهادی‌های سرشناس نیروها و کمکهای مالی زیادی را روانه این کشور کردند و در نهایت نیز موفق به اخراج شوروی شدند اما پایان این جنگ آغاز یک سردرگمی بزرگ بود. این نیروها ظرفیت بالایی بودند که رهبران دفتر مجاهدین قصد استفاده از این ظرفیت را داشتند اما بر سر جبهه بعدی اختلاف داشتند.

جریان شناسی القاعده؛ پایان جنگ افغانستان و سردرگمی جهادی

در این دوران ۳ تئوری عمده میان رهبران جهاد یعنی عبدالله عزام، بن لادن و ایمن الظواهری مطرح بود. عبدالله عزام معتقد بود که باید از ظرفیت جهادی‌ها علیه رژیم اشغالگر قدس استفاده کرد، بن لادن آمریکا را مظهر شیطان و طاغوت می‌دانست و ایمن الظواهری معتقد به تئوری ایجاد خلافت اسلامی در گام نخست بود.

مرگ مشکوک عبدالله عزام سال ۱۹۸۹ باعض شد تا تئوری این مجاهد سلفی به فراموشی سپرده شود و دفتر خدمات مجاهدین نیز منحل شود و به القائده تغییر نام دهد. القاعده که موفق شده بود پتانسیل این دفتر را جذب کند و بسیاری از افراد سرشناس را جذب کند تا تئوری مقابله با آمریکا به عنوان هدف اصلی جهادی‌های انترناسیونال انتخاب شود.

شروع اقدامات ضد آمریکایی القاعده باعث شد تا اسامه بن لادن توسط حکومت سعودی سلب تابعیت شود و از این تاریخ به بعد و تا زمان مرگ بدون تابعیت ماند و برای مدتی به سودان برود. حضور اسامه در سودان آغاز اقدامات ضد آمریکایی آنها در منطقه شد که البته در این اقدامات تعداد زیادی از افراد عادی نیز به قتل رسیدند.

جریان شناسی القاعده ؛ دوران سیاه آمریکا در خاورمیانه 

جریان شناسی القاعده

القاعده در این دوران مجموعاً ۶ اقدام بزرگ علیه مواضع آمریکا در کشورهای مختلف داشته که مهمترین آن حملات یازده سپتامبر در خاک آمریکا بود. این گروه در سال ۱۹۹۲ اولین بمب گذاری خود علیه نیروهای آمریکایی را در یمن انجام داد که البته این رشته حملات علیه مواضع و نیروهای آمریکایی تلفاتی را برای آنها به همراه نداشت اما شیپور جنگ را برای آمریکایی‌ها به صدا در آورد.

القاعده بعد از این عملیات به سراغ مقر نیروهای آمریکایی در عربستان رفت و در یک اقدام انتحااری در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۹۶ میلادی یک کامیون بمب‌گذاری‌شده در پایگاه نیروهای آمریکایی در شهر خُبَر عربستان را منفجر کرد که باعث کشت شدن ۱۹ سرباز آمریکایی شد و یکی از بزرگترین تلفات به نیروهای آمریکایی تا آن تاریخ را به جای گذاشت.

القاعده در سال ۱۹۹۸ دو عملیات را برنامه ریزی کرد که هر دو آنها در سفارتهای آمریکا بود. نخستین حمله مربوط به سفارت آمریکا در نایروبی بود و دومی به فاصله کوتاهی در دارالاسلام اتفاق افتاد که در مجموع ۲۲۴ نفر کشته و ۵۰۰۰ نفر مجروح شدند اما تعداد کمی از آنها از اتباع آمریکایی بودند.

جریان شناسی القاعده

القاعده در ابتدای سال ۲۰۰۰ حملات خود علیه آمریکا را به دریا کشاند و با یک سلسله بمب گذاری دریایی قصد داشت تا ناو سلیوان را منهدم کند اما این بمب‌ها به ناو یو‌اس‌اس کول اصابت کرد که این حادثه باعث کشته شدن ۱۷ نفر از نیروهای آمریکایی شد و بزرگترین خسارت به نیروی دریایی آمریکا از بعد نبرد خلیج فارس به آنها شد تا نوبت به یازده سپتامبر برسد.

حملات یازده سپتامبر، بزرگترین اقدامی بود که از بعد از جنگ جهانی دوم علیه مردم این کشور انجام شد. این حملات با ربودن ۴ هواپیمای آمریکایی آغاز شد که ۲تای آنها به برجهای دوقلو اصابت کردند، یکی از هواپیماها به یکی از دیوارهای ساختمان وزارت دفاع آمریکا برخورد کرد و آخری هم به زمین برخورد کرد و سرنگون شد. این حملات چهارگانه مجموعاً نزدیک به ۳۰۰۰هزار نفر را به کام مرگ برد و شوک بزرگی به جامعه جهانی وارد کرد.

دوران انشقاق القاعده از بعد یازده سپتامبر

بعد از این حملات بود که دولت آمریکا مبارزه با القاعده و حامیانش را در دستور کار قرار داد و به همین بهانه به دو کشور افغانستان که در آن زمان توسط طالبانبه عنوان یکی از جریان‌های حامی القاعده اداره می‌شد حمله‌ور شد که نسبت به موضع آمریکا در خصوص القاعده و حکومت صدام قابل استنادتر بود.

در دوران بعد از یازده سپتامبر حملات القاعده شکل کورتری به خود گرفت و افراد زیادی از این گروه منشعب شدند و هر یک در یکی از کشورهای اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا دست به تشکیل گروه زدند که مهمترین آن القائده عراق به رهبری محمد الزرقاوی بود. زرقاوی اولین شخصی بود که تفکر کشتار شیعیان و درگیری با سایر مسلمانان را مطرح کرد و اقدامات تروریستی زیادی را علیه شیعیان عراق انجام داد که یکی از آنها انفجار حرمین عسکریین بود.

اقدامات زرقاوی هیچگاه مورد تأیید بن لادن قرار نگرفت و تفکر اصلی رهبران القائده و در رأس آنها شخص اسامه اولویت مبارزه با طاغوت بود. البته این به معنی نداشتن تفکرات وهابی و سلفی توسط این گروه نبوده و نیست بلکه اولویت اسامه و عبدالله عزام مقابله با سایر مسلمانان نبود و گرنه اگر کار آنها نیز به مرحله خلافت می‌رسید این امکان وجود داشت این آنها نیز دست به همین رفتارها می‌زدنند.

 

کما اینکه از بعد اسامه بن لادن و به قدرت رسیدن ایمن الظواهری که با جنگ داخلی سوریه همزمان شد تفکر القاعده نیز تغییر کرد و تئوری ایجاد سرزمین خلافت پیش کشیده شد که در سوریه نیز پیاده شد و رفتار آنها نشان داد که وهابیت در عمل فرقی با هم ندارد و فقط ترتیب اولویت‌ها متفاوت بوده است.

از طرف دیگر بسیاری از اقدامات القائده حتی علیه نیروهای نیروهای آمریکایی باعث قتل عام افراد بیگناه شد که این مسئله از بعد ۱۱ سپتامبر بیشتر نمود پیدا کرد و حملات کور آنها بیشتر شد. تفکر القائده گر چه با پرچم مبارزه با طاغوت و آمریکا افراشته شد اما از همان ابتدا توسط سرویس‌های امنیتی سعودی، پاکستانی و غربی جهت دهی شد تا این نیروها زمینه را برای حضور آمریکا در منطقه فراهم کنند و گسست‌های دینی و قومی را فعال کنند که در نهایت به ظهور داعش در خاورمیانه و جنگ سوریه انجامید.

 

 

 

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=522004

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.