ترکیه و نقش ارتش در سیاست

  • کد خبر : 192108
  • ۲۹ تیر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۲
ترکیه و نقش ارتش در سیاست

کودتا در موارد گذشته توانسته بود موفقیت خود را در عرصه ی سیاست به ثبت برساند به این دلیل که جامعه توده ای در تاریخ ترکیه از جامعه ی مدنی برجسته تر بود که فرصت موج سواری بیشتری به نظامیان برای تغییر سریع حکومت می دهند؛ اما به ترتیب و روز به روز که ترکیه سیر توسعه و یا بهتر بگوییم رشد را سپری کرد ، جامعه مدنی نیز دوشادوش این رشد اقتصادی بسیط و گسترده شد.

به گزارش تهران نیوز ،سیاست در ترکیه ترکیبی از نقش ارتش، احزاب مخالف، اسلام گرایان، ناسیونالیست ها، کردها و … است. این مسئله که سیاست در این کشور را نمی توان بدون شناخت هر یک از فاکتور های بالا مورد بررسی و تحلیل قرار داد، یک امر بدیهی به نظر می رسد. اما نقش ارتش در سالیان متوالی تاریخ پسا عثمانی در فضای سپهر اجتماع و ساحت سیاست این کشور از گزینه های مذکور دیگر پر اهمیت تر است. ابتدا با رویکردی تئوریک سعی می کنیم مقوله نقش ارتش در سیاست را با قالبی نظری مورد بررسی قرار دهیم سپس به عنوان مطالعه موردی نقش ارتش در سیاست ترکیه و بالتبع کودتای نافرجام ۱۵-۱۶ ژوئیه ۲۰۱۶ تجزیه و تحلیل می شود.

در کشورهای پیشا توسعه مندی به طور معمول به این دلیل که نقش سایر طبقات اجتماعی چندان قوت نگرفته است ارتش با دارا بودن قوه قهریه و استقلال نسبی از قشرها و طبقات جامعه و دولت، انحصار منابع قدرت را دست می گیرد و به صورت متعدد فضای سیاست را با حضور خود میلیتاریسته و الیگارشیک(از نوع نظامی) می کند. کشورهایی که به صورت ایجابی سعی در گذار از سنت به تجدد دارند برای ایجاد همبستگی به دو مورد نیازمند هستند، یکی بروکراسی پیشرفته و دیگری ارتش به مثابه یک سازمان مدرن، که به تجدد آمرانه در فضای آکادمیک مصطلح گردیده است. در همین راستا ساموئل هانتینگتون در کتاب سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، مفصلا توضیح می دهد که در مراحل نوسازی سیاسی، افسران نظامی در پیشرفت و نوسازی کشور نقش بسیار مهمی دارند. آن ها با منتفذان کشور مبارزه می کنند. اصلاحات اجتماعی و اقتصادی انجام می دهند، یکپارچگی را دنبال می کنند ولی به نوعی تشتت می آفرینند.

اما آنچه مهم تلقی می شود این است که نظامیان و میلیتاریست ها همیشه با نهاد های جامعه مدنی در تقابل بوده و هستند.رهبران جامعه مدنی و افسران نظامی همیشه دو قطب و کانون قدرت را در کشورهای جهان سوم شکل داده اند. در این یادداشت کوتاه بحث تئوریک کافی به نظر می رسد. ترکیه در دوران پسا عثمانی با یک جامعه پراتوری رو به رو بوده است، به این تعبیر که قطب ها و کانون های متعددی در فضای سیاست حضور داشته اند(که نمونه هایی از آن را در ابتدای یادداشت ذکر کردیم) و حکومت از اشکال الیگارشیک تا رادیکال در نوسان بوده است. در اینجا اینجانب فضای سیاست در ترکیه را مبتنی بر پراتوریانیسم الیگارشیک می دانم؛ به این ترتیب که در گذار تاریخ نظامیان دخالت های متعددی را موجب گشته اند به طوری که این کشور طی سه دهه شاهد سه کودتا بوده است. به واقع نظامیان و افسران نظامی در کشور ترکیه هیچ گاه نقشی محافظه کارانه و مربوط به تخصص خود انجام نداده اند. اما اگر بخواهیم علت شکل گیری و نهایتا دلیل نافرجامی چنین کودتایی را در کشور ترکیه به بحث بنشینیم، ناچارا و ایجابا ملزم به این هستیم که جامعه توده ای و جامعه ی مدنی کشور مذکور را واکاوی کنیم.

کودتا در موارد گذشته توانسته بود موفقیت خود را در عرصه ی سیاست به ثبت برساند به این دلیل که جامعه توده ای در تاریخ ترکیه از جامعه ی مدنی برجسته تر بود که فرصت موج سواری بیشتری به نظامیان برای تغییر سریع حکومت می دهند؛ اما به ترتیب و روز به روز که ترکیه سیر توسعه و یا بهتر بگوییم رشد را سپری کرد ، جامعه مدنی نیز دوشادوش این رشد اقتصادی بسیط و گسترده شد. به زعم بنده علت بلند مدت نافرجام ماندن کودتای اخیر ترکیه تقویت و گسترده شدن جامعه مدنی در ترکیه است که در ساعات اولیه این کودتا با ایجاد پارلمان خیابانی در شهرهای مختلف ترکیه به خصوص استانبول و آنکارا، کودتا و کودتاچی ها را در نطفه خفه کردند. اما علت های کوتاه مدت نافرجام ماندن کودتا را نیز در موارد زیر می توان مورد بررسی قرار داد، اول، هر تغییر سیاسی چه به صورت کودتا و چه انقلاب داشتن رهبر را برای خود ملزم می داند؛ رهبر با بازی کردن نقش بالانسر و تکوین در کودتا مهمترین عامل موفقیت یک کودتا است که کودتای نافرجام ۱۵-۱۶ ژوئیه بدون داشتن رهبری مشخص و قابل شناسایی اولین فاکتور شکست کودتا را ایجاد کرد. اما دومین موردی که می توان از آن به عنوان علت کوتاه مدت شکست کودتا یاد کرد، نقش بسیج مردمی توسط نهادهای مدنی ترکیه است که با فراخوان خود حضور سیل گونه مردم را در خیابان ها بر علیه کودتا سبب گشت. علت دیگری که به نظر اینجانب در تسریع شکست کودتا بسیار حائز اهمیت بود، عدم حمایت کشور های خارجی از کودتا و کودتاچیان بود، هیچ کشوری نه در محیط پیرامونی منطقه ی ژئواستراتژیک خاورمیانه و نه در سایر مناطق دیگر جهان از کودتا حمایت نکردند؛ و این خود به عنوان ضربه آخر بر پیکره ی بی جان کودتا بود که یارای مقاومت بیش از یک روز را نداشت.

انتهای متن/ش

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=192108

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.