یادداشت/

التماس شاه از اشغالگر

  • کد خبر : 624761
  • ۰۶ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۶
التماس شاه از اشغالگر

نزدیک به شش دهه سلطنت حکومت پهلوی، جز تحقیر ملت، دستاوردی برای ایران نداشت. همه امید محمدرضاشاه معطوف به کدخدا بود.

به گزارش شبکه خبری تهران نیوز، نزدیک به شش دهه سلطنت حکومت پهلوی، جز تحقیر ملت، دستاوردی برای ایران نداشت. همه امید محمدرضاشاه معطوف به کدخدا بود.

در شهریور ۱۳۲۰، وقتی نیروهای متفقین از زمین و دریا و آسمان به تمامیت ارضی ایران حمله کردند، بار دیگر؛ خاطره روزهای سیاه اشغال کشور در جنگ جهانی اول برای مردم زنده شد. شاه ایران که در بین آحاد مردم جایگاهی نداشت باز هم دست کمک به سوی بیگانگان دراز کرد. او درمانده‌تر از آن بود که بتواند در برابر حمله دشمنان مقاومت کند. تنها راه موثری که به ذهن رضاشاه رسید، درخواست کمک از فرانکلین روزولت رئیس‌جمهور وقت آمریکا بود. او در تلگرافی، خواستار مساعدت روزولت درباره وضعیت ایران شد. ایران در این جنگ جهانی نیز، اعلام بی‌طرفی کرد، اما شعله‌های آتش باز هم به کشور رسید.

رئیس‌جمهور آمریکا  خونسردانه و پس از هشت روز به این نامه پاسخ داد. او در پاسخ به تلگراف رضاشاه، تضمین کرد که قوای متفق پس از رفع خطر آلمان‌ها، به وعده‌های خود عمل کرده و ایران راترک می‌کنند. این تلگراف، سرآغاز ارتباط سیاسی بین دو کشور بود.

«حمله به ایران نمی‌توانست بدون حمایت آمریکا صورت گرفته باشد. فرانکلین روزولت، رئیس جمهوری وقت آمریکا می‌توانست با تکیه بر جوانب اخلاقی، انسانی و حقوقی و بهره‌گیری از قدرت اقتصادی آمریکا مانع تجاوز متفقین به ایران شود اما ترجیح داد تا وقوع حادثه، سکوت کند. هرچند او و دیگر مقامات آمریکایی بعدها از اساس، منکر اطلاع از قصد و نیت دولتهای بریتانیا و شوروی در اشغال ایران شدند، اما به نظر می‌رسد روزولت به صورت محرمانه، حمله به ایران را تایید کرده بود». (ازغدی، ۱۳۸۴، ص۶۸)

در جبهه نبرد، پیشتازی آلمان‌ها انگلیس و شوروری را زمین‌گیر کرده بود. آمریکایی‌ها درخواست چرچیل را برای کمک به شوروی از طریق ایران پذیرفتند. شعار اروپا برای اروپا و آمریکا برای آمریکا که سیاستی برگرفته از دکترین مونروئه بود، تا پیش از این حدود فعالیت‌های بین‌المللی آمریکا را تعیین می‌کرد. از این زمان به بعد، دولت آمریکا، سیاست بین‌الملل‌گرایی را جایگزین سیاست انزواطلبی نمود.

آمریکا تا این زمان در جنگ جهانی دوم وارد نشده بود و برای حضور به آماده‌سازی افکار عمومی جامعه خود احتیاج داشت.«گسترش نفوذ ژاپن در اقیانوس آرام، تهدید جدی برای جزایر استراتژیک آمریکا و منافع این دولت بود. در ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۱، ایالات متحده همه اموال و دارایی‌های دولت ژاپن را در خاک خود بلوکه کرد. سرانجام ژاپن در ۷ دسامبر ۱۹۴۱ به پایگاه دریایی در پرل هاربر حمله کرد.» (فونتن، ۱۳۶۷، ص۱۶)  به‌نظر می‌رسد آمریکا بهانه لازم را برای ورود به جنگ جهانی دوم به‌ دست آورد.

مجلس شورای ملی در ۹ بهمن ۱۳۲۰ (۲۹ ژانویه ۱۹۴۲) پس از مذاکرات مفصل میان تهران، لندن و مسکو، پیمان پیش‌نهادی متفقین را تصویب کرد. پیمان اتحاد را نمایندگان سه کشور امضا کردند. ایران مفاد هشت‌گانه منشور آتلانتیک را پذیرفته بود و خواستار آن بود که همانند سایر کشورهای جهان از مفاد منشور آتلانتیک بهره‌مند شود. محمدرضا پهلوی رویه پدرش را پیش گرفت و در تلگرافی از روزولت خواست ضامن انجام تعهدات پیمان اتحاد باشد. بازهم پاسخ روزولت به شاه ایران، هشت روز طول کشید.رئیس‌جمهور ایلات متحده متعهد شد دو دولت مزبور، تمامیت ارضی ایران را به رسمیت بشناسند و در ادامه  نسبت به گسترش مناسبات ایران و ایالات متحده ابراز خرسندی نمود.

قدرت‌های آن روز جهان، در میانه جنگ جهانی برای تامین منافع خود، سیاست‌های جدیدی را اتخاذ کردند. تشکیل کنفرانس‌های بزرگ و انجام مذاکرات، یکی از این سیاست‌ها بود. از جمله، رهبران دول متفق که در دوران جنگ دوم منافع مشترکی داشتند، در طی چند کنفرانس درباره چگونگی شکست و حذف آلمان، جهان پس از جنگ تصمیم‌گیری کردند. کنفرانس‌های تهران، پوتسدام و یالتا در دوران جنگ برگزار شدند.

یکی از این کنفرانس‌ها در ۶ آذر ۱۳۲۲ و به میزبانی تهران بود. میزبانی که از برگزاری این ضیافت اطلاعی نداشت. رهبران دول متفق عبارت بودند از: جوزف استالین رهبر شوروی، ویسنتون چرچیل نخست وزیرانگلستان و فرانکلین روزولت رئیس جمهور آمریکا. آنها برای اولین بار با یکدیگر ملاقات رسمی دیدار کردند.

استالین تهران را برای محل برگزاری کنفرانس پیش‌نهاد کرد، چرچیل و روزولت نیز پذیرفتند. مذاکرات در محل سفارت شوروی برگزار شد، استالین بخشی از سفارت را به عنوان خاک آمریکا در اختیار روزولت قرارداد. رهبران سه کشور برخلاف عرف دیپلماتیک و با وجود درخواست‌های مکرر محمدرضا پهلوی، در کاخ مرمر با او دیدار نکردند. شاه ایران که تحقیر ملت ایران برایش اهمیتی نداشت، با پای خود به سفارت شوروی رفت و با چرچیل و روزولت ملاقات کرد.

احمدعلی سپهر در طی گفتگوهایی که با مسئولان سفارت شوروی داشت توانست زمینه ملاقات استالین با شاه را فراهم نماید. اما بنا به روایت فردوست «سفیر شوروی گفته بود: پس به شاه اطلاع دهید آماده باشد. ضمناً  از در ورودی محوطه کاخ تا ساختمان، استالین گارد خود را می‌گذارد و گارد شاه باید برداشته شود. شاه از این ملاقات بسیار خوشحال شد و همیشه این محبت استالین را به خاطر داشت!؛با این وجود، این ملاقات تاثیری در خروج به موقع نیروهای شوروی از ایران نداشت.» (فردوست، ۱۳۶۹، صص ۱۲۹-۱۳۰)

مقامات ایرانی اجازه ورود به جلسات را نداشتند و از کلیات بحث نیز بی‌اطلاع بودند. مطبوعات کشور نیز؛ با پایان نشست اجازه بیان نتیجه گفتگوها را یافتند. در ۹ آذر مذاکرات سه کشور با انتشار اعلامیه مشترک مشهور به اعلامیه «سه نفر بزرگان دنیا» پایان یافت. نکته تامل‌برانگیز این است که مذاکره‌کنندگان ایران را پل پیروزی نامیدند. در حقیقت ایران بی‌طرف، موقعیت خاص و مهمی در منطقه داشت و با اشغال دول متفق، سبب ایستادگی قوای شوروی در مقابل نیروهای ارتش آلمان شد. همچنین، با عقب‌نشینی نازی‌ها،خطر دستیابی به مستعمرات انگلستان نیز منتفی گشت.

در روز آخر نشست، محمد ساعد وزیر امور خارجه ایران تذکاریه‌ای برای دریفوس وزیر مختار آمریکا ، مولوتف کمیسر امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی و ایدن وزیر امور خارجه بریتانیا ارسال کرد. در متن مزبور، به خسارات ناشی از اوضاع جنگ و اشغال کشور، واگذاری امنیت به نیروهای نظامی ایران و تقویت تعهدات قوای متفق اشاره شده بود.

پهلوی‌ها با حمایت انگلیس روی کارآمدند. محمدرضا نیز که پس از استعفای پدر در مسند قدرت قرار گرفته بود؛ وامدار انگلیسی‌ها بود. آمریکایی‌ها با ورود به ایران اشغال شده، نقش پلیس خوب را به خوبی ایفاکردند. حالا دیگر آمریکا شرایط لازم را برای تسلط به ایران داشت. در چرخشی سیاسی، دوران جدیدی در روابط خارجی ایران آغاز شد و قدرت به استعمارگر دیگری رسید. سلام گرگ بی‌طمع نبود. نزدیک به چهار دهه، دولت آمریکا به طور جدی و اساسی در ارتباط نزدیک  با امور ایران بود.

با اتمام جنگ، تغییر منافع روابط دوستانه آمریکا و شوروی را دست‌خوش تغییرات کرد. آمریکا از نفوذ گرایش به کمونیسم در میان کشورهای جهان، به خصوص ایران، احساس خطر می‌کرد. «در سالهای میان دو جنگ مرکز مالی جهان از اروپا به آمریکا منتقل شده بود و آمریکا در طی جنگ همه ظرفیت تولید کارخانه هایش را به کار انداخت به‌طوریکه تولید ناخالص ملی آمریکا از ۸۸.۶ میلیارد دلار در ۱۹۳۹ به ۱۳۵ میلیارد دلار در ۱۹۴۵ رسید. رکود اقتصادی فلج کننده که سیاست جدید فرانکلین روزولت هم نتوانسته بود آن را کاملاً محو کند، بر اثر جنگ جهانی دوم از بین رفت و کلیه منابع و نیروهای انسانی به کار افتادند. کارخانه های کشتی سازی آمریکا در سال ۱۹۳۸ حدود یک ششم کارخانه های مشابه در انگلیس تولید داشتند ولی در پایان جنگ ناوگان تجاری آمریکا معادل دوسوم ناوگان تجاری همه جهان بود. در پایان جنگ آمریکا ۲۰  میلیارد دلار ذخیره طلا داشت به همین دلیل دلار آمریکا تنها ارز کشورهای جنگی بود که توانست ارزش دوره پیش از جنگ خود را حفظ کند.» (همراز، ۱۳۸۱، ص ۲)

دوران طولانی جنگ سرد برای آمریکا آغاز شد و آمریکا سیاست‌ جدید دکترین ترومن را به منظور بازدارندگی در پیش گرفت. بر طبق مفاد اصل چهار ترومن، دور جدیدی از مناسبات با کشورهای جهان آغاز شد. آمریکا بر طبق مطالب گفته شده شرایط رسیدن به قدرت برتر جهان را داشت. آنها همچنین؛ به منظور کنترل و در اختیار گرفتن ایران، سطح همکاری‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی خود را افزایش دادند. سیاستمداران آمریکایی به دنبال راهکارهایی برای همراهی هر چه بیشتر دولت ایران بودند. پس از روزولت، روسای جمهور دیگری هم به ایران سفر کردند. دوایت دیوید آیزنهاور و ریچارد نیکسون از حزب جمهوری‌خواه بودند و جیمی کارتر که همانند روزولت دموکرات بود. روسای جمهور آمریکا برنامه‌های خود را در قالب دکترین معرفی می‌کردند. اما موضوع مهم آن است که نوع رفتار آنها تابعی از سیاست کلان ایالات‌متحده است. رویکرد آمریکا در دوران روسای جمهور مختلف آمریکا – چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه – بر اساس نشانه‌هایی از مهار، تحریم و مقابله شکل گرفته است.

با پیروزی انقلاب اسلامی، فصل جدیدی در ارتباط میان دو کشور آغاز شد. مقام‌های آمریکایی با حمایت از دشمنان جمهوری اسلامی ایران اقدامات خود را آغاز کردند. کمک همه جانبه به رژیم بعث در دوران جنگ تحمیلی، سازماندهی کودتای نوژه و  حمله نیروی هوایی برای رهایی گروگان‌ها از جمله این اقدامات بود. از دوران ریاست جمهوری کارتر، سیاست‌های تحریمی علیه ایران آغاز شد و تا همین امروز نیز ادامه دارد.

اما دموکرات یا آزادی‌خواه، مسئله ما این نیست. سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با کشورهای جهان، به دقت تعریف شده است. تفاوتی نمی‌کند دونالد ترامپ در مسند قدرت قرار بگیرد یا جو بایدن. برطبق فرمایش امام راحل، «دولت آمریکا شیطان بزرگ، جنایتکار تاریخ، جهان‌خوار، ام‌الفساد و دشمن اسلام است.» روسای جمهور آمریکا هرکدام بازیگر این عرصه هستند. رفتن یکی و آمدن دیگری انقلاب جهانی اسلام را خدشه‌دار نمی‌کند.  امام خامنه‌ای در نوزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی ره فرمودند: «انقلاب اسلامی ایران، انقلابی همه جانبه است. راز ماندگاری آن و روز به روز زنده‌تر شدن این انقلاب در سطح منطقه و جهان، ابعاد گوناگون آن است که با نیازهای بشر متوازن و همراه است.»

منابع:

فردوست، حسین. ۱۳۶۹، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج اول.

ازغندی، علیرضا، ۱۳۸۴، روابط خارجی ایران ،۱۳۲۰-۱۳۵۷، تهران: قومس، چاپ ششم.

فونتن، آندره، ۱۳۶۷،  تاریخ جنگ سرد، ج ۱، تهران: نشرنو

ذوقی، ایرج. ۱۳۶۷، ایران و قدرت‌های بزرگ در جنگ جهانی دوم، تهران: پاژنگ.

همراز، ویدا، ۱۳۸۱، بررسی اهداف و عملکرد اصل چهار ترومن ( هیئت عملیات اقتصادی آمریکا در ایران). تهران: مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی تهران .

سیده فاطمه حسینی

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://tehrannews.ir/?p=624761
  • نویسنده : سیده فاطمه حسینی

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.