هم اکنون عضو کانال تلگرام تهران نیوز شوید
شناسه خبر:233421

اسفند ۲۲, ۱۳۹۵ و ۹:۰۰ ق.ظ

گزارش «تهران نیوز» از قلب محله ای در بازار پایتخت؛

وقتی تهران بلدیه شد/ خیابان سیروس، محله ای در سیطره انباری و کارگاه/ سقف بازارچه ای در پایتخت که هر لحظه احتمال ریزش آن وجود دارد

این روزها اهالی محله سیروس امیدوار شده اند ، امیدوار به تغییر ، امیدوار به حیات دوباره ، امیدوار به دیده شدن و شستن گرد فرسودگی از چهره پیر محله قدیمی بازار ، خبر احیای دوباره بازارچه قدیمی نائب السلطنه در این محله نقش لبخند را روی صورت اهالی سیروس کشیده است.

به گزارش تهران نیوز؛ وقتی در یک محله جریان متوقف شود ؛ آن وقت است که گرد فرسودگی بیشتر و بیشتر بر چهره اش نمایان می گردد ، فرقی ندارد این محله در بالای شهر باشد ؛ یا پایین شهر ، وقتی روزگارش بر مدار زندگی نچرخد ؛ آن وقت است که ساکنانش از محله ای که در آن به دنیا آمده ، بزرگ شده و تشکیل زندگی داده اند ؛ بیرون میزنند.

حال این روزهای محله سیروس اصلا خوب نیست ، محله ای در مجاورت بازار تهران که این روزها بیشتر از آنکه درگیر روزمرگیهای زندگی باشد ؛ درگیر کارگاه ها و انبارهایی است که بیرحمانه جای خود را داخل آن باز می کنند و به سرعت نور پیش می روند ، تبدیل شدن این محله به یک انبار بزرگ ، همان آسیبی است که محله های مجاور بازار تهران درگیر آن هستند ، اما روی دیگر فرسودگی محله سیروس به خاطر سردرگمی سازمان میراث فرهنگی در برخورد با محله هایی است که در محدوده حصار ناصری و صفوی قرار دارند.
حرف مردم محله سیروس این است ، چرا که میراث فرهنگی امکان ساخت و ساز را از خانه های فرسوده این محله گرفته ، به همین خاطر است که زیر گذر بازارچه نائب السلطنه محله سیروس به محلی برای تجمع معتادان  تبدیل شده و انبارهای فرشهای دست بافت خیابان مولوی روح زندگی و کار را از آن گرفته است ، اما شنیدن خبر احیای دوباره این بازارچه مسقف قدیمی ، انگار زندگی را به اهالی قدیمی این محله بازگردانده است ، آنها به خوبی می دانند احیای دوباره بازارچه یعنی دمیدن زندگی در کالبد قدیمی محل.

وقتی تهران بلدیه شد
وقتی تهران بلدیه شد و بازار به عنوان هسته مرکزی آن انتخاب شد ؛ محله هایی که رفته رفته در حاشیه این قطب اقتصادی شکل گرفتند ؛ برای خود برو و بیایی داشتند ، آن روزها روح زندگی و کار در خشت های کاهگلی یک به یک خانه های بزرگ و قدیمی محله سیروس جریان داشت اما امروز ؛ زیرگذر بازارچه نایب السلطنه در قرق انبارها و کارگاه های سراجی است ، قدیمی ها می گویند بازارچه نایب السلطنه را کامران میرزا ، نایب السلطنه ی مظفرالدین شاه قاجار بنا کرد که در آن زمان طولش به ۲ کیلومتر هم می رسید ، سرتا سر این بازارچه در قدیم سقف های چوبی داشت که با ورق های آهنی پوشیده شده بود ، تا همین دو دهه ی قبل وقتی از زیر بازارچه می گذشتی ، می توانستی هر آنچه نیاز داری را پیدا کنی و اهالی محله سیروس تمام مایحتاج خود را از همین بازارچه تامین می کردند.


۴ سال پیش بود که سقف چوبی بازارچه در حال ریختن بود و سیم های آویزان برق ، خطر برق گرفتگی را برای رهگذران بیشتر می کرد ، تا اینکه میراث فرهنگی تصمیم گرفت بخش های باقیمانده از سقف این بازارچه را مرمت کند و امروز تنها بخشی از سقف این بازارچه که هر لحظه احتمال ریزش آن وجود دارد ؛ باقی مانده است.
دیگر پایتخت نشیانی که گذرشان به محله سیروس می افتد سراغی از تکیه حمام خانم ، حمام قبله ، کوچه مهدی قصاب ،کوچه صدتومنی ها  و تکیه ملا قدیر نمی گیرند.
درلایه میانی محله سیروس ، جایی که قرار بود سکنه ی آن ، خانواده ها باشند ، در همان کوچه پس کوچه های باریک و خانه های فرسوده ؛ زندگی انگشت شمار شده است ، اهالی می گویند که ۷۰ درصد محله سیروس را کارگاه های تولید کیف ، کفش و انبارهای فرش تشکیل می دهند.

سیروس در سیطره ی پیک های موتوری
در محله سیروس تا چشم کار می کند ؛ موتور سیکلت هایی را می بینید که یا در حال حمل بار و مسافر هستند و یا داخل محله پارک شده اند ، اهالی محل می گویند که این محله ، پاتوقی برای پیک های موتوری شده و موتورها و وانتی ها امان سکنه ی این محله را بریده اند ، کنار هر ده موتور پارک شده ی داخل محله ، چند مرد جوان ایستاده اند تا اگر هر کدام از کارگاه های تولیدی و انبارها خواستند بارهایشان را به بازار حمل کنند ؛ آماده باشند: «… سال هاست که به عنوان پیک موتوری کار میکنم…  اینجا پاتوق خوبی برای پیک های موتوری هست به این دلیل که محله بیشتر تجاری شده و هر کدام از این انبارها و کارگاه ها هر لحظه به ما  نیاز دارند… ، در محله سیروس انبارهای فرش زیاد هستند… ، بازار با پیک های موتوری اش شناخته می شود… ، درآمد زیادی نداریم ؛ خود من ۸۰۰ هزار تومن جریمه شده ام به اندازه یک ماشین باید پول جریمه بدهم…» این ها را یکی از همان راکبان موتور سیکلت های بار بر می گوید که داخل محله کنار موتورش ایستاده و منتظر است تا شاید حمل باری از داخل انبارهای محله سیروس به سمت بازار و خیابان مولوی به او بخورد.

محله ای در سیطره انباری و کارگاه
کوچه های پر پیچ و خم و باریک با خانه هایی که هنوز خشت های کاهگلی و فرسوده خود را حفظ کرده اند ؛ تنها هویت باقی مانده از محله سیروس است ، هویتی که این روزها بیشتر در گیر و دار کارگاه های تولیدی سراجی و انبارهای فرش ، رفته رفته فراموش می شوند.
دم هر خانه قدیمی که به کارگاه و یا انبار تبدیل شده تعداد زیادی مرد جوان برای رفع خستگی ایستاده اند: «…  بافت فرسوده محله واقعا اذیت کننده است…. ، این خانه ها دیگر برای زندگی کردن مناسب نیست و مالکان آنها را به عنوان کارگاه و انباری اجاره می دهند… ، همین خانه فرسوده ای که ما داخل آن کار می کنیم ، اجاره اش ماهی ۴۰۰ هزار تومان است… ، اکثر خانه های این محله به انباری و کارگاه تبدیل شده است…. ، محله دیگر  قابل سکونت نیست و سکنه اینجا مجبور شده اند خانه هایشان را به کسبه ی بازار به عنوان انباری و کارگاه  اجاره بدهد و پولی بگیرد تا در جای دیگر زندگی کند…. ، اینجا چون خانه ها اکثرا تبدیل به تولیدی می شوند برای خانواده ها مزاحمت ایجاد می کنند… ، اکثر خانه ها تیر چوبی هست و ما می ترسیم تا از کنار این دیوار رد شویم…» این ها را کارگری می گوید که در یکی از کارگاه های تولیدی محله سیروس مشغول به کار است ، مرد جوان به دیوار کارگاه اشاره می کند که هر لحظه امکان ریزش دارد.

قبلا ، زیر گذر بازارچه ، زندگی جاری بود
خانواده هایی که در محله سیروس باقی مانده اند دو دسته هستند ، یا به خاطر علاقه ای که به محله ی خود و خانه های قدیمی ای که در آن زندگی می کنند ؛ همچنان  روزگار سخت خود را به سر می کنند و یا آنقدر فقیر هستند که توانی برای نقل مکان ندارند ، «… ۳۰ سالی می شود که در این خانه ی قدیمی ساکن هستیم… ، ۷۰ سال پیش این خانه ، زیر گذر بازارچه ساخته شده است… ، دیگر صرف نمی کند که در این محله این خانه را نوسازی کنیم… ، به این خاطر که سمت راست و چپ خانه مان تبدیل به کارگاه و انباری شده است… ، یک زمانی اینجا محله خوبی بود…. ، من خودم زیر همین بازارچه به دنیا آمدم و وقتی ازدواج کردم داخل همین کوچه بن بست کناری ، خانه خریدیم و بعد چون کوچک بود ، فروختیم و آمدیم اینجا…» این ها را زن میانسالی می گوید که در خانه قدیمی ۲۴۰ متری خود همچنان زندگی می کند: «… دو تا از بچه های من همینجا درس خواندن ، دانشگاه تهران مدرک گرفتن و برای ادامه تحصیل رفتن خارج ، ۶ تا بچه دارم… ، خانه ام ورثه ای است ، سه دانگ آن برای من و سه دانگ دیگرش هم برای پدرم هست… ، خواهر و برادرهایم خانه در بالای شهر دارند و فقط من و مادرم به همراه دخترم در این خانه زندگی می کنیم… ، داخل خانه مشکل نداریم ؛ فقط قدیمی هست ، اتاق ها تو در توست و کوچکترین اتاق خانه ما ۲۰ متر دارد… ، الان اگر این خانه ۲۴۰ متری را بفروشیم ، دیگر نمی توانیم یک خانه ۱۰۰ متری بخریم… ، مجبوریم با تمام این مشکلات بسازیم…»
خالی شدن محله از سکنه یکی از مشکلاتی است که این خانم به آن اشاره می کند: «… دور و بر ما اصلا خانواده زندگی نمی کند در این زیر بازارچه ، فقط من مانده ام و یک خانواده دیگر… ، دختر ۲۶ ساله کارمند و پسر جوان دارم ، شما حساب کنید اگر دختر و یا پسرم بخواهند ازدواج کنند و برای تحقیق بیایند ؛ ما با چه مشکلاتی روبه رو می شویم… ، همین خانه روبرویی ما ، اولین خانه ای بود که زیرگذر بازارچه انباری شد… ، ۶ خانوار در همان خانه زندگی می کردند… ، خانه ی کناری خانه ما هم یک پیرمرد ۱۰۰ ساله زندگی می کرد ؛ وقتی از دنیا رفت ، بچه هایش خانه را فروختن و کارگاه شد… ، خانه اش خرابه شده  بود ؛ اما بزرگ بود… ، خانه اش ۵ دری با شیشه های رنگی بود ؛ خودش سرکه فروش بود و پسرش هم جوراب فروش… به یک عرب فروختن ؛ سه ساله خانه را ساختن و نوسازی کردن ؛ بعد ساختمان نشست کرد… ، شهرداری خانه را خرید… ، یک سال هم اینجا خانه ی سلامت شد و بعد چون ساختمان زیاد نشست کرده بود ؛ شهرداری آن را خراب کرد و پارکینگ شد… »
تک تک کارگاه هایی که در زیر گذر بازارچه نائب السلطنه  قرار دارد را به خوبی می شناسد: «… روبروی خانه ما ، خانه ای هست که شیشه ادکلن و … می فروشد ، در کوچه بغلی یک ساختمان دو طبقه هست و این کار را می کند ، معتادان شیشه هایی را که پیدا می کنند به این خانه می فروشند و بین دو هزار تا ۵ هزار تومن می گیرند ، قبلا ادکلن ها را همینجا پر می کردن و به مردم  و توریستهای روسی می فروختن…. ، پشت خانه ما انبار  فرش هست… ، ساعت ۳ شب  فرش ها را خالی می کنند و سر و صدا می کنند…. ، بارها اعتراض کردیم ؛ اما ناچاریم اینجا زندگی کنیم… ، فکر کنیم محله سیروس در مرکزشهر قرار دارد و ما باید اینطوری زندگی کنیم…

همسایه ای برای ما باقی نمانده
زیر گذر بازارچه نایب السلطنه ، هنوز به رسم قدیم پیرمردها می ایستند و با هم خاطرات گذشته را مرور می کنند: «…۵ پشت من زیر همین بازارچه ، به دنیا آمده و زندگی کرده اند… مشکل اول اینجا ملک های فرسوده است… ، اینجا ساخت و ساز انجام نمی شود ، برای اینکه اینجا کسی ملکی را نمی خرد… ، ملک های اینجا هیچ فرقی با شمیران ندارد… اما به خاطر مشکلاتی که این محله دارد ، اینجا ، خانه متری دو میلیون تومان است و شمیران متری ۱۲ میلیون تومان…»
پیرمرد تک تک خانه های زیرگذر بازارچه را به خوبی می شناسد: «… الان همه خانه ها انبار شده است… ، دیگر این محله جایی برای زندگی نیست… ، به این دلیل که اگر من مریض شوم ، همسایه ای نیست که به داد من برسد… ، اینجا پر از کارگاه و انباری شده است… ، قدیم وقتی همسایه ای آش می پخت بین همسایه های دیگر پخش می کرد ؛ مهربانی زیاد بود… ، مغازه دارهای خیابان مولوی ، این محله را انبار فرش و کارگاه تولید کیف کرده اند… ، آنها باید بیایند این محله را آباد کنند… ، برخی از خانه های این محله سند ندارد و حد ی و حدودی است ، مثلا در سند خانه ی من نوشته که ملک ، حدی به دیوار خام و حدی به دیوار شام دارد… ، در اسناد حدی و حدودی ؛ حدود خانه ها را به دیوارهای همسایه مشخص کرده اند… ، خانه من ۴۰۰ متر است با اتاق های پنج دری که در قدیم عروس و مادر شوهر کنار هم زندگی می کردند…»
محله سیروس راه میان بر موتور سوارها به مولوی
ترافیک محله سیروس یکی دیگر از مشکلاتی است که باعث فرار سکنه از داخل این محله تاریخی شده است: «… یکی از معضلات مهم اینجا ترافیک خیابان است… ، به خاطر وجود انبارهای فرش و لوازم پلاستیکی ؛ در بیشتر مواقع دم غروب راه بندان می شود و تصادف هم در این محله زیاد روی می دهد… ، محله سیروس تنها مسیر میان بر به سمت مولوی است و به همین خاطر تصادف داخل کوچه های تنگ این محله زیاد اتفاق می افتد… ، خانه های رها شده اینجا زیاد است ، ۸۰ درصد خانه های اینجا رها شده و برخی ها هم از داخل تخریب شده اند… ، تنها ۲۰ درصد ، خانواده در این محله زندگی می کنند… »

احیای بازارچه نائب السطنه در محله تاریخی سیروس
این روزها شهرداری منطقه ۱۲ دست به کار شده است تا بازارچه نایب السطنه را نیز به مانند بازارچه عودلاجان احیا کند ، خبری که برای تعداد ساکنان انگشت شمار باقی مانده از سکنه قدیمی این محله تاریخی ، به معنای حرکت به سوی زندگی است.
عابد ملکی شهردار منطقه ۱۲ در این باره می گوید: جداره سازی و کف سازی بازار نائب السلطنه در محله سیروس از ابتدای بهمن ماه شروع شده است.
به اعتقاد وی ؛ بازارچه نائب السلطنه از جمله بازارچه های مسقف شهر تهران است که در محور محله سیروس قرار گرفته و طبق مطالعاتی که انجام شده ، برای احیاء دوباره آن نیاز به جداره سازی و کف سازی دارد.
ملکی با بیان اینکه کل محور بازارچه نائب السلطنه سنگ فرش خواهد شد ، یادآور می شود: تجربه ی احیا و مرمت بازارچه عودلاجان با همکاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، باعث شد تا در ابتدا با بررسی شرایط تاریخی و موقعیت بازارچه نائب السلطنه با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی استان تهران ، اقدام به جداره سازی و کف سازی این بازارچه قدیمی کنیم.
به گفته شهردار منطقه ۱۲ همزمان با احیاء بازارچه نائب السلطنه در نظر داریم تا با مشارکت کسبه ، رونق اقتصادی به این بازار برگردد.



مرور تاریخ تهران قدیم زیر بازارچه نایب السطنه

بازارچه نایب السلطنه واقع در منطقه ۱۲ تهران که اخیرا تحت عنوان کوچه شهید علی اصغر آل آقا نامگذاری شده ، یکی از قدیمی ترین محله های تهران است که یک سوی آن به خیابان ری و سوی دیگر آن به خیابان مصطفی خمینی و سه راه سیروس می رسد ، تا همین دو دهه ی اخیر وقتی از زیر این بازارچه می گذشتی به سادگی می توانستی هرآنچه نیاز داری را در بازارچه پیدا کنی و از قنادی ، سبزی فروشی و میوه فروشی گرفته تا خشکشویی ، بقالی ، ماست بندی ، سلمانی، سماورسازی، کبابی ، خرازی ، انواع نانوایی و خلاصه هر آنچه نیاز یک خانواده است ، در آن یافت می شد و اهالی این محله می توانستند تمامی مایحتاج خود را از داخل این بازارچه تهیه کنند.


از طرف خیابان ری که بخواهی وارد بازارچه نایب السلطنه شوی ، به یک بستنی فروشی پُرمشتری بر میخوری که در حقیقت محل سابق بستنی اکبر مشتی یکی از قدیمی ترین و معروف ترین بستنی فروشی های تهران است و شهرت و آوازه آن حتی در خارج از ایران و به پیر و جوان رسیده است.
اکبر مشتی نخستین ایرانی بود که به تجارت بستنی روی آورد و نام اصلی او اکبر مشهدی ملایری بود و پس از درگذشت وی ، این بستنی فروشی قدیمی با همت شاگرد اکبر مشتی به کار خود ادامه داد و هنوز بسیاری از مردم تهران و ایران ، این بستنی فروشی را به نام اکبرمشتی می شناسند و روزی نیست که خانواده ها از اقصی نقاط تهران برای خرید بستنی به این محل مراجعه نکنند.
طبق برنامه ریزی های شهرداری منطقه ۱۲ قرار است که به زودی پای تهرانی ها زیر بازارچه قدیمی نایب السطنه باز شود ، بازارچه ای که خرید از آن و دیدن خانه های قدیمی هم فال است  هم تماشا.
عابد ملکی درباره تغییر وضعیت سبک زندگی در محله سیروس تاکید می کند: به زودی تمامی انبارها و کارگاه های تولیدی در محله تاریخی سیروس جمع می شود و مردم نیز در این تغییر باید به شهرداری کمک کنند.

انتهای پیام/ش

برچسب ها:
به اشتراک بگذارید:
Top

ارسال دیدگاه

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تهران نیوز در وب منتشر خواهد شد
free geoip